بازخوانی روایت قرآن از تولد حضرت مسیح

image_pdfimage_print

گفت و شنودی میان مسیحیان و مسلمانان: امکانات و محدودیت ها بازخوانی روایت قرآن از تولد حضرت مسیح (سوره ی 19 آیه های 1 تا 38 و سوره ی 3 ، آیه های 35 تا 49) بعد از پشت سر نهادن و درک فاجعه ی هولوکاست و “سامی زدائی” که خود نتیجه ی صد ها سال یهودی زدائی مسیحیان بود ، مسیحیان توانستند باب جدیدی را در گفت و گوی ادیان با پیروان دین یهود باز کنند و آموختند چگونه با یکدیگر به مباحث دین شناسی بپردازند. اگرچه چنین تفاهمی با تمام گروه های یهودی، هنوز به وجود نیامده است ، لااقل با بخشی از یهودیان، دینی که مسیحیت آغاز خود و انجیل اش را مد یون آنان می داند، به وجود آمده است .

بر گرفته از : نشریه ی “بنیاد مدرسه ی نظرآزمایی”( Forum Schulstiftung ) صفحات 39 تا62 ، شماره ی 45، سال انتشار: دسامبر 2006

اثر: کارل یوزف کوشل
مترجم: دکتر حسین پورخصالیان
ویراستار: مهندس عباس پورخصالیان
فهرست مطالب

مقدمه
نوشته های مربوط به تولد مسیح در انجیل
تفاوت در نام بردن از اجداد عیسی
تفاوت در بیان بارداری حضرت مریم
تفاوت در بیان زایمان حضرت مریم
تفاوت در بیان هدف
داستان تولد حضرت عیسی در قر آن
مقام فقهی و ارزش خبر رسانی سوره ی 19 قرآن
شرح و بیان اهمیت فقهی سوره ی 3 قرآن
مقایسه روند تولد
تفاوت های مهم در اعتقاد مسیحیان و مسلمانان

یادآوری ویراستار متن فارسی:

این رساله می تواند،
1) رویکرد زندآگاهی (هرمنوتیک) و روش تطبیقی تحقیق آقای کارل یوزف کوشل، دین پژوه آلمانی در متون عهد قدیم و جدید و در قرآن ترجمه شده به زبان آلمانی،
2) شیوه ی وی برای درک بهتر انجیل ،
3) تلاش برای تقریب ادیان جهانی (اسلام، مسیحیت و یهود) و
4) برخی خطاهای این گونه پژوهش ها و پژوهشگران را
به خوبی به دانشجویان و دانش پژوهان فارسی زبان نشان دهد. —- {{{مقدمه}}}

بعد از پشت سر نهادن و درک فاجعه ی هولوکاست و “سامی زدائی” که خود نتیجه ی صد ها سال یهودی زدائی مسیحیان بود ، مسیحیان توانستند باب جدیدی را در گفت و گوی ادیان با پیروان دین یهود باز کنند و آموختند چگونه با یکدیگر به مباحث دین شناسی بپردازند. اگرچه چنین تفاهمی با تمام گروه های یهودی، هنوز به وجود نیامده است ، لااقل با بخشی از یهودیان، دینی که مسیحیت آغاز خود و انجیل اش را مد یون آنان می داند، به وجود آمده است . اینک این تجربه به دست آمده است که چگونه می توان ماجرای تولد حضرت مسیح را پایه ی گفت وگو قرار داد. تجربه اندوختن از این جهت ضروری است که تولد حضرت مسیح جوانب بسیاری دارد که بدان پرداختن، بدون آشنائی به تاریخ قوم اسرائیل به سختی قابل فهم است. این نکته که مسیحیت ریشه در دین یهود دارد، امری است که در آغاز مسیحیت جزو واضحات و بدیهیات بود اما پس از سال ها بی توجهی به آن، امروز دوباره اهمیت آن مورد توجه قرار می گیرد.

امر دیگری که پرداختن به آن هم اهمیت پیدا کرده است و در باز خوانی تاریخ یهودی- مسیحی ما، تاکنون به فراموشی سپرده شده بود، روایت قرآن از حوادث و شخصیت های موجود در انجیل است. تولد مسیح نه تنها یک پیش زمینه تاریخی یهودی دارد بلکه مسلمانان هم بدان اشاره و هم از آن نتیجه گیری خودشان را می کنند.

در قرآن ، در دو مبحث به داستان تولد حضرت مسیح اشاره می شود که بخش مهم آن در راستای انجیل قرار دارد ، منتهی با روشی در باز خوانی که خاص قرآن است . نتیجه این می شود که همان گونه که مسیحیان نیز بخش هائی از کتاب مقدس خود را مورد پژوهش قرار می دهند، مسلمانان هم باید بکوشند با ابزارهای فقهی خودشان در معمای تولد حضرت مسیح بیشتر به کاوش بپردازند.

آن چه مسلم است، مسیحیان نه تنها برای فهم بهتر کتاب خود به متون یهودی نیاز دارند، بلکه لازم است بکاوند که مسلمانان بخش هائی از تورات را چگونه تفسیر می کنند. باید دانست که وابستگی مسلمانان به حضرت ابراهیم، کمتر از مسیحیان و یهودیان به وی نیست. این که قرآن به چگونگی تولد حضرت مسیح می پردازد ، می تواند عاملی شود برای باز نمودن باب گفت وگوی سه جانبه (تریا لوگ) ، میان یهودیان، مسیحیان و مسلمانان. باز خوانی برخی از این مطا لب که در قرآن آمده است، مو ضوعی است که این مقاله به آن می پردازد.

1- نوشته های مربوط به تولد مسیح در انجیل

در باره ی تولد آن شخصیت نصرانی ما چه می دانیم؟ امروزه، روی تمام آنچه که از قدیم بجای ماند، پژوهش صورت می گیرد، با این وصف، هنوز تصویر کاملی از تولد مسیح نداریم: نه در انجیل مرقس (Markus) و نه در انجیل یوحنا (Johannes )، نمی توانیم چیزی در این باره پیدا کنیم. آنچه را که می دانیم، از انجیل متی (Mattäus) و از انجیل لوقا (Lukas) است، آن هم به گونه ای که می توان دریافت: در گزارش ماجرای تولد حضرت مسیح ، تغییراتی صورت گرفته است. این که این دومنبع ، مطالب متفاوتی نوشته اند، خود گویای امر واقع است. برای این که تناقضی به چشم نخورد، آمده اند اخبار را به گونه ای دست چین کرده اند که به ظاهرهم آهنگ جلوه کند: آنچه را که در انجیل متی مغفول مانده، از انجیل لوقا برگرفته اند و آنچه را لوقا ننوشته، از متی گرفته و از تصحیح این دو گزارش، برداشت خود را ترمیم کرده اند. بدین سان متنی به وجود آمده است که گویا مو لای درز اش نمی رود ولی با نگاهی ژرف تر می توان باز هم تناقضاتی را مشاهده کرد:

  • در انجیل لوقا ماجرای پیش از تولد مسیح با یاد آوری از زکریا و همسرش الیزابت شروع می شود و سپس جبرئیل نزد مریم می آید و به او بشارت می دهد که صاحب فرزند خواهد شد ، سپس مریم به ملاقات الیزابت می رود و بعد از آن مریم با یوسف از ناصره به بیت الحم کوچ می کند و این به خاطر سر شماری ای است که به فرمان قیصر آگوست، اجرا می شد. در آنجا بود که حضرت عیسی متولد می شود و شبانان سجده می کنند.
  • در انجیل متی می خوانیم که ستاره شناسان به سجده می افتند و سپس اشاره می شود به فرار مریم، عیسی و یوسف از بیت الحم به مصر به خاطر دستور هیرودیس، حاکم وقت، مبنی بر به قتل رساندن تمام نوزادان مذکر در بیت الحم و سپس بازگشت آن خانواده از مصر به ناصره.

با نگاهی مجدد به انجیل لوقا می خوانیم که کودک نوزاد در هشتمین روز، ختنه می شود و مریم چهار هفته پس از زایمان ، او را در معبد اورشلیم غسل تعمید می دهد و در فرد سال خورده ای به نام شمعون(سیمون) و بانوئی به نام حنا(هانا) در این مراسم حضور دارند که شمعون گویا پیامبر بوده و این همه، پیش از آن که حضرت عیسی با مریم و یوسف به ناصره مراجعت کنند رخ می دهد.

در این گزارش هرچند که به ظاهر هم آهنگی دیده می شود و لی تفاوت ها و تناقضات پرشماری نهفته است. این تناقضات فقط در بیان ماجرای تولد نیست بلکه تناقضات فقهی را نیز در بر دارد. گستره ی تفاوت ها آن چنان است که نمی توان در این جا به همه ی آنان پرداخت و بنابراین به شماری از آن ها اشاره می شود:

1-1 تفاوت در نام بردن از اجداد عیسی

نام بردن از اجداد عیسی را متی در ابتدای انجیل خود می آورد( سوره ی 1 آیه های 1 تا 17 ) در حالی که لوقا از آن د ر انتهای انجیل خود اشاره می کند (سوره ی 3 ، آیه های 23 تا 38 ).

• متی که خود یک یهودی- مسیحی است و از آن جا که حضرت عیسی را منجی می داند، این حضرت را به حضرت ابراهیم و داوود منسوب می کند و دادوود را نسل بلافصل حضرت عیسی می نامد.

• لوقا که منشأیی “کافر- مسیحی ” دارد، با گرایش های جهان شمول خود ، برای نشان دادن این که عیسی فرزند خداست، او را به حضرت آدم منسوب می کند و حضرت آدم را هم فرزند خدا می داند.

در انجیل لوقا، “یحیی تعمید گر ” و پدرش زکریا و مادرش الیزابت جایگاه رفیعی دارند، به گونه ای که داستان تولد یحیی را پیش از تولد عیسی می آورد و هر دو داستان را با به صحنه آوردن مریم و الیزابت، به یکدیگر وصل می کند.( انجیل لوقا، سوره ی 1 آیه های 67 تا 79 ). حتی بعد از تولد مسیح دوباره از یحیی ذ کر می کند و به شرح اقدامات او می پردازد (سوره ی 3 ، آیه های 1 تا 22). البته انجیل متی چیزی از تولد یحیی نمی داند. یحیی در این انجیل، زمانی معرفی می شود که حضرت عیسی بالغ به صحنه قدم گذاشته است.( سوره ی 3، آیه های 1 تا 17 )

• متی به مراتب شدید تر از لوقا می کوشد که یحیی را نقطه ی مقابل عیسی معرفی کند، ضمن این که انجیل متی در ادامه از سرنوشت یحیی چیزی نمی گوید، در حالی که انجیل لوقا، زندگی او را بیشتر دنبال می کند. ( انجیل لوقا، سوره ی 3، آیه های 3 تا 19). فقط در یک صحنه ی کوچک، یحیی ظهور عیسی را با عباراتی نوید می دهد که عیسی به مراتب بر تر از اوست، زیرا که عیسی نتیجه ی روح خدا است و مردمان را می آمرزد و آنها را غسل تعمید می دهد.( متی سوره ی 3، آیه ی 11 و لوقا سوره ی 3، آیه ی 16).

1-2 تفاوت در بیان بارداری حضرت مریم

در بیان تاریخ تولد حضرت عیسی هم تفاوت هایی موجود است. انجیل متی پس از بیان نسب عیسی، بی درنگ به ماجرای زایمان حضرت مریم می پردازد و این که مادر مسیح با مردی به نام یوسف نامزد بوده و پیش از آن که مریم توسط روح القـُدُس باردار شود، یوسف با او نزدیکی نکرده بود . انجیل متی اضافه می کند که یوسف فردی با تقوا بود و نمی خواست مردم مریم را گناهکار بنامند، لذا تصمیم می گیرد از مریم دور شود. در هنگام خواب ملائکه بر او ظهور می کنند و می گویند که: ای یوسف، ای پسر داوود ، از ازدواج با مریم نگران مباش، زیرا کودکی را که او در رحم دارد ، از روح القدس است. او یک پسر خواهد زائید که تو او را عیسی خواهی نامید و این اوست که گناهان قوم خود را خواهد بخشید و این همان چیزی است که خداوند توسط پیامبرانش نوید داده بود و ببین که باکره ای صاحب فرزندی می شود که “ایمانوئل” لقب دارد و این لقب: “خدا با ما است” معنی می دهد. هنگامی که یوسف بیدار می شود، درست همان می کند که ملائکه به او گفته بودند. پس مریم را به زنی گرفت ولی با او نزدیکی نکرد، مگر پس از زایمان. و نام آن کودک را عیسی نهاد (سوره ی 1، آیه های 18 تا 25 ).

  • انجیل لوقا روایت دیگری را می نویسد و صحنه ی دیگری را می آراید، در ضمن، انجیل لوقا به خوانندگان اطلاعات بیشتری می دهد تا انجیل متی. در روایت لوقا ، آن ملائکه، بی نام و نشان نیست بلکه جبرئیل نام دارد. در روایت لوقا ملائکه بر یوسف ظاهر نمی شود بلکه بر مریم ظاهر می شود. از این گذشته ، ظهور ملائکه آن گونه که متی می آورد، در انجیل لوقا بدون قید مکان نیست،. لوقا قید می کند که جبرئیل در مکانی در استان جلیله که ناصره نام دارد بر مریم ظهور می کند و نوید داشتن فرزندی را به او می دهد. مریم می پرسد که ” چگونه صاحب فرزند خواهم شد، بدون آن که با مردی نزدیکی کرده باشم؟ “
  • انجیل متی، در این جا، به نکته ای اشاره می کند که در انجیل لوقا نیامده است: متی به مسائل اجتماعی ناشی از بارداری مریم اشاره می کند و به یوسف می گوید که نترسد زیرا که آن کودک نتیجه ی حلول روح القدس است.
  • لوقا می داند که باکره بودن و باردار شدن مسئله ی ساده ای نیست و لذا می کوشد به روش خداگرائی ، روان درمانی و برای مریم مصونیت و معصومیت ایجاد کند.
  • متی توجه به این نکته نمی کند. متی نمی تواند حالت مریم را درک کند که در یک حالت خارق العاده قرار گرفته است. او به مَرد می اندیشد و یوسف را دلداری می دهد و نه مریم را.
  • لوقا از دیدگاه زن به ماجرا می نگرد و مریم را تسلی می دهد.

نظیر این رویکرد ها را می توان در مورد زایمان مشاهده کرد که باز هم متفاوت است و ما در خوانش آن ها بازهم با تضاد و تناقض بیشتری روبرو می شویم، ضمن این که از دیگاه فقهی به نتیجه برابری می رسیم:

1-3 تفاوت در بیان زایمان حضرت مریم

با تولد حضرت عیسی، خداوند به اقدام جدیدی دست می زند: خداوند نجات دهندگی و آمرزش را گوئی با روش جدید تری انجام می دهد. گوئی که آسمان تراوا تر از گذشته شده است ، تراوا تر از زمان ابراهیم، ابراهیمی که دور و برش را ملائکه فراگرفته بودند و از همسر پیرش صاحب فرزندی شده بود. حالا الیزابت ( همسر زکریا) به مانند سارا ( همسر ابراهیم) باردار می شود ، گوئی که شاهد تکرار تاریخ هستیم. در هر دو روایت انجیل متی و لوقا ، ملائکه چونان پیام آوران، به حرکت در می آیند و به کار گردانی می پردازند. این تحرک آنهاست که در آسمان فعل و انفعالاتی صورت می گیرد و ستاره ای می درخشد تا انسان ها پی ببرند که تحولی در شرف وقوع است، روند حیات دگرگون می شود، در این گیرو دار قدرت پروردگار سازنده می شود. متی و لوقا با یکدیگر هم آوازند که حلول روح خدا موجب حیات یک کودک می شود و نه توان جنسی یک مرد. هنگامی فرارسیده است که نه تاریخ بشر و نه طبیعت بشر، هیچ یک مؤثر نباشند بلکه روح خدا، خواست پروردگار و علائم ایزدی است که به مریم گوشزد می شود.

همان گونه که در لوقا می آید: “روح القدس بر تو فرود می آید و افزون ترین قدرت، برتو سایه می افکند و به همین سبب کودک تو مقدس می شود و فرزند خدا می گردد، همان گونه که یکی از خویشان تو، الیزابت در سنین پیری، پس از شش ماه بارداری، مادر شده بود . به درستی که برای خدا هیچ امری محال نیست( لوقا سوره ی 1، آیه های 35 تا 37)

در عمل ما می بینیم که نشانه ی خداگرائی ، باور نمودن به تولد عیسی است. با تولد عیسی روشن می شود که فرد نابارور توان زائیدن پیدا می کند و جسم مرده روح می یابد و آن که گویا مرده است زنده می شود.

1-4 تفاوت در بیان هدف

در انجیل متی و لوقا، هدف از پا درمیانی خداوند در تولد عیسی ، اهمیت بخشیدن به بنی اسرائیل است. این جرقه ای ست که از میان بنی اسرائیل می جهد و جهان را فرا می گیرد. با تولد نوزاد، یک مُنجی در قوم اسرائیل ظهور می کند و این گونه نتیجه گیری در هر دو متن مشاهده می شود: هم در متن متی و هم در متن لوقا. در هر دو متن است که سخنان پیام آوران اهمیت پیدا می کند:

• پیام یوشع نبی(“یسایا”) به یک زن جوان حامله ،

• پیام میکاه نبی (“میشا”) در رابطه با بیت الحم،

• پیام “هوسه آ” در رابطه با مصر، و

• پیام ارمیای نبی ( “جرمیا”) در رابطه با احتمال قتل یک کودک.

متی علاقه ی وافری دارد که تولد عیسی را در رابطه با تاریخ اسرائیل بیاورد که در انتظار یک منجی به سر می برد و به همین جهت او در آغاز انجیل خود از نسب عیسی یاد می کند که فرزند داوود است و داوود، فرزند ابراهیم است. متی هم اشاره به سجده گذاری منجمان می کند ولی توجه اصلی او به بنی اسرائیل است و این بنی اسرائیلیان اند که انتظار یک منجی را می کشند. به همین جهت ملائکه بر یوسف ظاهر می شود و با این کار متی می خواهد مقام بنی اسرائیل را بالا ببرد: ” از او کودکی به دنیا می آید که باید نام او را عیسی بگذاری، زیرا او برای قوم خویش آمرزش خواهد آورد.” ( متی سوره ی 1 ، آیه ی 21 )

لوقا هم به آمرزش دهندگی عیسی توجه دارد ولی از آن جا که او به قومی ” کافر- مسیحی ” تعلق دارد، بیشتر می خواهد که گیرنده ی پیام، تمام افراد جهان باشند و نه فقط بنی اسرائیل. او برای حضرت مریم، قصیده ای (ماگنی فیکات) می آورد و برای زکریا، سرود حمد (بنه دیکت ) و در مدح شمعون(سیمون)، ” نونس دمی تیس ” می سراید. در قصیده ی مریم می آید که خداوند بنده ی خود اسرائیل را به آغوش می کشد و شامل مراحم خود می کند و نسل ابراهیم همیشه باقی می ماند ( سوره ی 1 ، آیه ی 54 ). در مورد زکریا که روحانی یک معبد در اورشلیم است ، می آید که خداوند اسرائیل را در مقابل دشمنان اش نجات داده و تمامی رحمت خود را نشان داده است. او ، خداوند ، به تمام اقوامی که در اتحاد با بنی اسرائیل به سر می برند توجه می کند و به سوگندی می اندیشد که ابراهیم خورده و وعده داده است. او، عیسی، به قومش آمرزیدگی می بخشد و از گناهان شان می گذرد ( سوره ی 1، آیه های 71 تا 73و 77 ) .

لوقا به شمعون (سیمون) که می رسد ، منظور اصلی خود را بیان می کند: خداوندا! بیامرز بندگان ات را، همان گونه که وعده داه بودی زیرا که چشمان من می توانند بخشایش تو را بینند که آن را شامل تمام بندگان جهان کردی، نوری که بر کفار درخشید و عظمت آن را نصیب اسرائیلیان کرد( سوره ی 2 ، آیه های 29 تا 32 ).

نتیجه ای که می توان گرفت این است که در جوار خدا- محوری ( “برای خدا هیچ چیز نا ممکن نیست”، لوقا، سوره ی 1، آیه ی 37) حالا عیسی محوری بر آن اضافه شده است( ” آن عیسی است که نشانه ی روح خداست و نشانه ی آمرزش خداوندی است” لوقا سوره ی 1، آیه ی 11)، فرزند خدا، فرزند قادر ترین کس ( لوقا، سوره ی 1، آیه های 32 و 35 )، با اوست که زمان از نو آغاز می شود و آنچه تاکنون غیر ممکن نام داشت، خداوند متعال قادر بود که ممکن اش گرداند، حالا در انجیل عهد جدید ، توسط عیسی و با کمک عیسی ممکن می گردد و شخص عیسی و توانائی او تعیین کننده می شود. هر آنچه را که مردم تاکنون در شأن خدا می دانستند، اینک در شأن عیسی قراردارد.

باوجود تمام این مدارک، آنچه در ناصره گذشت و آنچه مربوط به تولد عیسی می شود، هنوز هم مورد پژوهش و گفت وگو قرار دارد. هم یهودیان و هم یهود- مسیحیان از دیدگاه متفاوتی به ماجرای تولد عیسی نگاه می کنند. بدین سان دانش عیسی شناسی نیمه کاره باقی مانده است. متی، عیسی را فرزندی می داند که به روح خدا تعلق دارد، او را سلطان یهودیان می نامد و نجات دهنده معرفی می کند. برای لوقا واژه هائی به مانند: فرزند برترین ، فرزند داوود، و فرزند خداوند و آقای جهان و نجات دهنده در کنار یکدیگر قرار گرفته اند. لوقا از عناوینی یاد می کند که شخصیت هائی که نامشان در داستان تولد عیسی می آیند، برای عیسی پیدا کرده اند:

• زکریا به نمایندگی از روحانیت معبد اورشلیم ، کودک نوزاد را “برترین پیامبر” خداوند رحمان و رحیم می داند و می گوید که او، زکریا ، می خواهد راه را برای حلول عیسی هموار نماید، برای کسی که مرحمت برای قومش خواهد آورد و گناهان آنان را خواهد بخشید( سوره 1 ایه 76)

• برای کسی چون شمعون (سیمون)، نوزاد نه فقط نجات دهنده است بلکه یک “آیت” است، یک “نشانه” است و البته نشانه ای نه فقط برای اسرائیل. این واژه ی “نشانه ” را باید به ذهن خود بسپاریم تا در هنگامی که به قرآن اشاره می کنیم، آن را به یاد بیاوریم: ” برترین پیامبر که رحمت خدای مهربان شامل او شده است و نشانه ای از خداوند که برخی نمی خواهند این را بپذیرند.”

2 داستان تولد حضرت عیسی در قر آن

درست به مانند انجیل عهد جدید، در قر آن هم در مورد تولد حضرت عیسی، دو متن متفاوت یافت می شود، سوره ی 3 و سوره ی 19 . سوره ی 19 در مکه نازل شده و قدیمی تر از سوره ی 3 است. به همین خاطر ابتدا با سوره ی 19 شروع می کنیم:

2-1 مقام فقهی و ارزش خبر رسانی سوره ی 19 قرآن

هنگامی که به این سوره نگاه می کنیم باید بدانیم که 57 آیه از این سوره به اخباری در مورد اوضاع مکه تعلق دارند. که نشان می دهند:

• منظور از نزول آ ن سوره چه بوده است. در طی آن آیه ها پیامبر اسلام[[ نویسنده مایل است که کلام قرآن را کلام حضرت محمد (ص)بداند- مترجم]] بر اشرافیت بت پرست مکه می شورد و عقب افتادگی آنان را به آنان تذکر می دهد، به قومی که خود را برتر از اقوام دیگر می داند، به قومی که حضرت محمد (ص)خودش به آن تعلق دارد، به قومی که سران آن پر نفوذ و سرمایه های مالی فراوانی دارند. درآن آیه ها ، قرآن اشاره می کند که قدرت خدای یکتا بیشتر از هر قدرتی است، او خالق همه مخلوقات است، خدائی که همان گونه جهان و انسان ها را آفریده است، می تواند آن ها را هم نابود کند. در آن جاست که قرآن می گوید که تمام مردگان در یک روز، در روز محشر بر می خیزند و آن روز، روز جزا است و این در لوح محفوظ آمده است که مومنین و کسانی که به ضعیفان رحم می کنند به بهشت و بی دینان و دنیا پرستان به جهنم می روند.

• با در نظر گرفتن این که این آیه ها بر مسئولین مکه می تازد و نظام موجود رامورد سؤال قرار می دهد ، جای تعجب نیست که پیامبر اسلام مورد تمسخر و بی اعتمادی و سپس مورد دشمنی اشرافیت مکه قرار می گیرد و مکه را علیه خود می شوراند.

دانستن این مظالب به ما کمک می کند تا به اهمیت سوره ی19 پی ببریم. این سوره بیان کننده ی فضای خشونت آلودی است که در مکه حاکم بود و نشان می دهد، ” تازه مسلمان شده ها ” که تعدادشان بین 70 تا 80 نفر بود، درچه شرایطی قرار داشتند. این تعداد هم مورد تمسخر، مخالفت و تنفر قرار می گرفتند و به آنان به مانند رانده شدگان می نگریستند. در پایان این سوره ، قرآن به گناهکاران اخطار می کند که عذاب بزرگی در انتظار آنان است. در قر آن میاید که:

 

  • ” انسان از خودش می پرسد آیا درست است که بعد از مرگ می توان زنده شد و فکر نمی کند که ما او را ازنیستی به هستی آورده ایم ؟ آیا نمی داند که ما او را خلق کرده ایم، در حالی که او اصلاً وجود نداشت. قسم به پروردگار که آنان را همراه شیطان فرا می خوانیم و آنان باید زانوزنان نزد ما بیایند. چه فکر می کنید در مورد کسی که صاحب مال و فرزند است؟ باید پرسید که آیا او از عالم غیب خبر دارد و یا این که وعده ای به او داده شده است؟. خیر، ما آگاه هستیم از آن چه که او گفته و رفتار کرده است و تک تک آنان را به محاکمه می کشیم.” ( سوره ی 19، آیه های 66 تا 68 و 77 تا 80 )

وسیله ای که قر آن به کار می برد تا اخطار هایش مورد توجه قرار گیرند، این است که یادی از گذشتگان می کند و از پیامبرانی که ظهور کرده اند، خبر می دهد که همه ی آنان پیام مشترکی داشتند :

  • باور آوردن به خدای یکتا، خالق همه ی موجودات و

داور روز جزا و تذکر دادن به رفتاری که مورد نظر پروردگار است:

  • رعایت اخلاق، که با عبادت، روزه گرفتن و به فقرا وبه ضعیفان رسیدگی کردن ممکن می گردد.

با در نظر گرفتن این پیش زمینه است که قرآن در سوره ی 19 به سرنوشت و تجربیات پیامبران گذشته اشاره می کند و در این رابطه ، داستان تولد عیسی را می آورد و از ابراهیم و آدم و نوح یاد می کند و بر حسب برنامه ای که در نظر دارد ، نام این سوره را مریم می گذارد و داستان تولد عیسی را می آورد که شباهتی با انجیل لوقا دارد. قرآن هم تولد یحیی را به صورت پیش زمینه ی تولد حضرت مسیح می آورد:

  • ” به یاد بیاورید مرحمتی را که خداوند شامل حال زکریا نمود، هنگامی که با زمزمه از خدا خواست: ” در این زمان که اندامم ضعیف شده اند و موی سرم خاکستری، پروردگارا تو تاکنون هر آنچه من پس از نماز از درگاه تو طلب کرده ام ، بر آورده ای و هرگز مرا نا امید نکرده ای. از آن جا که می ترسم خویشان من عمر بیشتری بکنند و از من ارث برند، و این هنگام که همسرم پیر است، کسی را بر من تعیین کن از من ارث ببرد و او از قوم یعقوب باشد . به او مقامی اعطا کن. خداوند فرمود: ای زکریا ما به تو نوید یک فرزند را می دهیم که تو نام او را یحیی می گذاری. زکریا ندا سر داد: خداوندا چگونه صاحب فرزند شوم که همسر من نازا است و من در کهولت به سر می برم. خداوند فرمود که این همان است که گفتیم و بدان که هر کاری برای ما آسان است، همان گونه که تو را از نیستی به هستی آورده ایم. سپس زکریا از خداوند خواست که نشانه ای برای او مقدر کند تا بداند در چه زمانی خواهش او اجرا می شود. خداوند فرمود که نشانه، این باشد که تو سه روز توان سخن گفتن نخواهی داشت. زکریا از معبد بیرون و نزد قوم خود شتافت و به آنها نشانه را فهماند و صبح ها و شام ها به عبادت پرداخت.”

در این جا قرآن یحیی را مورد خطاب قرار می دهد: ” یحیی بگیر کتاب را . و مابه یحیی قدرت بیان و قدرت اختیار دادیم تا او متقی باشد و به والدینش احترام بگذارد و هرگز خشونت به کار نبرد و کفر نگوید. رحمت خدا بر روز تولدش، بر روز مرگش و روزی که بر می خیزد و حیات می گیرد.” (قرآن، سوره ی 19، آیه های 1 تا 15 )

هر چند که این آیه ها نشان می دهند که قرآن هم به مانند لوقا، علاقه زیادی به تولد یحیی دارد ولی نباید تصور کرد که این دو ، قرآن و انجیل لوقا ،به نتیجه ی فقهی یکسانی می رسند:

• لوقا با پیش زمینه ی بیشتری یحیی را معرفی می کند که: پدرش روحانی معبد بیت المقدس و جزو روحانیون سلک “اَبی جا” ( Abija ) بوده است. مادر یحیی، الیزابت نام داشت و نسبت اش به خانواده ی هارون ( Aaron ) می رسید. قرآن خلاصه گوئی می کند و برای منظور خود به نام بردن از زکریا و یحیی کفایت می کند. لوقا قید می کند: ملائکه ای که با زکریا گفت وگو می کند ، جبرئیل نام داشت و مکان این گف وگو را لوقا نشان می دهد و میگوید که در معبد اورشلیم صورت گرفته است.

• در قرآن به مکان اشاره ای نمی شود و نام الیزابت نیز در هیچ کجا نمی آید و فقط سخنی که همسرش در مورد او گفته است می آید( همسر من نازا است). در قرآن به جای ظهور یک ملائکه یعنی به جای جبرئیل ، زکریا خودش با خدا سخن می گوید. قرآن علاقه ای نشان نمی دهد که زکریا را از قوم یهود معرفی کند بلکه ایمان و تقوای او بر ای قرآن اهمیت دارد و به همین جهت خداوند خواهش او را اجابت می کند.نتیجه ای که قرآن می گیرد این است که به قدرت خدا، از یک مرد پیر و زن پیر و نازا ، فرزندی به دنیا می آید.

• نکته جالب در لوقا این است که زکریا هر چند در گذشته طلب فرزند می کرد ولی چون صاحب فرزندی نمی شد ، حالا در سنین پیری به عقلش خطور نمی کند که آرزوی فرزند داشتن را در سر بپروراند. ولی اولین بار، در قرآن آمده است که زکریا آرزوی فرزند داشتن در دوران پیری را به زبان می آورد. زکریا در قرآن مطمئن است که خداوند به او فرزند عطا خواهد کرد زیرا او پیوسته عبادت به جای می آورد و هرآنچه تاکنون از خداوند خواسته است، مستجاب شده است. در لوقا این گونه نیست. جبرئیل به زکریا می گوید که زکریا صاحب فرزند خواهد شد ولی زکریا نسبت به این امر بدبین و ناباور است و روی بد بینی خود حتی پافشاری هم می کند، هر چند که جبرئیل بر او ظاهر شده است.

• در لوقا زکریا به خاطر این بدبینی و کم باوری، مجازات می شود، مجازاتش این است که توان سخن گفتن از او گرفته می شود و این مجازات 9 ماه تمام طول می کشد تا این که پس از به دنیا آمدن یحیی، زبان زکریا هم باز می شود.

• در قرآن سخن نگفتن زکریا فقط 3 روز طول می کشد و این خود یک ” نشانه ” است، یک نشانه ی خداوندی است، مجازات نیست، نشانه ی اعتماد به قدرت خداوند است. نشانه ی این است که خداوند می تواند به یک زوج پیر و نازا، فرزند عنایت کند. (زکریا خودش از خداوند نشانه ای را طلب کرده بود) خداوند پس از شنیدن خواهش او می فرماید:” برای من این کار آسان است، همان گونه که به تو هستی دادم در حالی که تو هیچ بودی”.

• در حالی که متی و لوقا، یحیی را آن چنان معرفی می کنند که نقطه ی مقابل عیسی قرار دارد، قرآن از بیان داستان تولد یحیی می خواهد استفاده بکند تا این که داستان تولد حضرت عیسی را در راستای تولد یحیی قرار دهد. آنچه را که خداوند در مورد تولد یحیی معجزه آسا ممکن گرداند، در مورد عیسی هم تکرار می شود.نکته جالب دیگر این است که ، هرچند لوقا تولد یحیی را نتیجه ظهور ملائکه می داند ولی در تولد او وجود یک پدر و مادر ضروری بوده است و در حاملگی مادر یحیی ، روح القدس تاثیر نداشته است بلکه در نتیجه دو باره توانا شدن یک پیر مرد و زایا شدن یک زن نازا ممکن می گردد.(لوقا سوره ی 1، آیه ی 23) در حالی که قرآن تردیدی به جای نمی گذارد، همان گونه که یحیی مخلوق خداوند است، عیسی هم مخلوق خداست.

• یک امر موازی دیگری را هم می توانیم مشاهده بکنیم: در قرآن هر دو کودک، یحیی و عیسی، صفات برابری دارند، هردوی آنها پاک اند، با تقوا هستند، به والدین خود احترام می گذارند و از خشونت پرهیز می کنند و هردو صاحب کتاب هستند( قرآن سوره ی 5، آیه ی 43 ). در قر آن یحیی موظف می شود که دستورات کتاب خود را رعایت کند. او در کودکی قدرت اختیار پیدا می کند و به مانند عیسی در کودکی قادر به سخن گفتن است و پیامبری می کند. و بازهم همان جمله ای که در مورد یحیی گفته شده بود، در مورد عیسی نیز تکرار می شود: ” رحمت خدا بر او بر روز تولد او و بر روز مرگ او و بر روزی که از خاک بر خیزد و دوباره حیات پیدا کند.”

به طور خلاصه اگر در انجیل عهد جدید یحیی چنان شخصیتی دارد که نقطه ی مقابل عیسی است ، در قرآن تولد یحیی مثال دیگری است برای نشان دادن قدرت خلقت پروردگار ، چنان که او بخواهد ، از نازا و از جسم مرده، حیات جدیدی پدید می آید.

پس از آن همه ، در مورد تولد عیسی باز هم به امر دیگری اشاره می شود:

” به یاد بیاور آنچه را که در کتاب در مورد مریم آورده ایم. زمانی که او با اهل خانواده به نقطه ای در شرق کوچ کرد تا خود را پنهان نگه دارد و خود را در پس پرده ای از نگاه غیر پوشاند و ما روح خود را به سوی او فرستادیم به صورت فردی موقر. او گفت پناه می برم به خدا ، دور شوید از نزد من اگر که خدای را می پرستی. آن روح گفت که از من نترس زیرا من فرستاده خدای تو هستم و می خواهم فرزند پاکی به تو هدیه کنم. مریم گفت که چگونه صاحب فرزندی شوم در حالی که مردی با من نزدیکی نکرده است و من از زشتکاران نیستم. او گفت که این فرمان خدای توست و برای او همه کار آسان است و این نشانه ای است برای تمام انسان ها زیرا ما رحمت خود را نصیب آنها می کنیم و این تصمیم گرفته شده است. پس از این مریم توسط آن روح باردار شد و به نقطه ی دور دستی پناه برد. زمانی که برایش درد رحم پیش آمد به نخلی تکیه داد ندا سر داد که ای کاش مرده بودم و مردم مرا فراموش می کردند. در این بین نوزاد صدا بر آورد که غمگین مباش، خداوند در زیر پای تو نهری از آب روان ساخته است. در خت نخل را تکان ده و بگذار میوه های تازه آن بر دامنت بیافتند. میل کن آنها را و بیاشام و شاد باش و اگر کسی را دیدی بگو که با خدای خود عهد کرده ای که روزه بگیری و امروز با کسی سخن نخواهم گفت. سپس مریم کودک اش را در آغوش کشید و نزد دیگران رفت. آن ها به او گفتند ، ای خواهر هارون ، چه کار زشتی کردی؟، ای که پدرت انسان بدی نبود و مادرت دست به فحشا نمی زد. مریم گفت: پاسخ خود را از کودکم بگیرید. آن ها گفتند که چگونه با او صحبت کنیم که او نوزادی بیش نیست. در این هنگام کودک گفت: از آن ِخدای شما هستم. او مرا صاحب کتاب کرده و من را پیش شما فر ستاده است تا برای شما پیامبری کنم، تا شما را به نماز و زکات دعوت نمایم تا زمانی که حیات دارم و به مادر خود احترام می گذارم. آن خدا مرا بی ادب نساخت و خشونت گرا نکرد. رحمت خدا بر من باد در روز تولدم و در روزی که می میرم و روزی که سر از خاک بر میدارم. منم عیسی ، فرزند مریم.”

3 آنچه که می توان بین روایت قر آن و روایت انجیل لوقا یک سان یافت :

یک سان بودن روایت زایمان در لوقا و این که پیام از جانب خدا به مریم می رسد( در لوقا توسط جبرئیل و در قرآن توسط روح القدس ) و توصیف پاک بودن آن فرزند و این که این تولد نشانه ی رحمت الهی است و این که خداوند خالق عیسی بوده است . سوره ی 19 ظهور روح خدا را برجسته تر نشان می دهد ، ” روح خدا به صورت فردی موقر .”

2 – مشابهت دیگری هم میان قرآن و انجیل یافت می شود، منتهی نه در انجیل رسمی بلکه در انجیل هائی که رسمی شناخته نشده اند. و این تنیجه مطالعاتی است که از مدت ها پیش شروع شده است. ( رجوع شود به: 1 ) تفسیر هائی از قرآن به قلم خوری Khoury و 2 ) کتاب ” عیسی، قلوه سنگ بی احترامی” یا “Jesus, Stein des Anstoßes ” از: م. باوشکه- ” M. Bauschke “- 2000)

این که در قرآن اشاره به ” رفتن به نقطه ای دوردست” آمده است، این را می توان در انجیل یعقوب که پیش از قرآن نوشته شده است ، یافت. مورد دیگر پیدا شدن نهر آب و یا چشمه آب زیر پای مریم و درخت خرما در انجیل غیر رسمی ماتیوس هم آمده است( Matthäus Pseudo- Evangelium )

از آن جا که در گذشته دانشمندان مسیحی به تفسیرهای قرآن با کم اعتنائی، می پرداختند، تشابهات موجود در قرآن را نمونه برداری های “بد فهمیده” و یا “نفهمیده “از تورات و انجیل تصور می کردند. این روش را می توان ادامه غرور بی خردانه ای دانست که سابقه اش به قرن ها پیش بر می گردد. از این گذشته این روش را از دیدگاه علم زندآگاهی (هرمنوتیک) می توان زشت و ناشایست نامید. با این کار منکر می شویم که قرآن ویژگی های خودش را دارد: ویژگی در ادبیات، در شیوه ی بیان ، در فرصت شناسی و در تعقیب کردن هدف های فقهی. با کمی زحمت به خود می توانیم پی ببریم که قرآن با روش خاص خود ، تولد حضرت عیسی را بیان می کند. اگر قرار باشد با مسلمانان به گفت وگو بپردازیم ، باید این روش ها را بشناسیم تا این که قرابت ها و اختلافات فقهی را روشن تر دریابیم.

1. روش قر آن این است که مطلب را به صورت یک طرح به میان می کشد و از جزئیات و شرح پردامنه ی آن صرفنظر می کند، مقدمه چینی زیادی نمی کند، به گذشته زیاد نظر نمی افکند. با گفتن ” به یاد بیاورید” ، یکراست سراغ اصل مطلب می رود.

2. گفتن این که ” مریم به نقطه ای در شرق کوچ کرد”، برای قرآن کافی است و لزومی نمی بیند که نام آن مکان را ذکر کند. اصل مطلب تغییر محل سکونت است، خود را ازجمع کنار کشید ن است و خود را مستور نگه داشتن است، به این معنی که دیگران از حال او آگاه نشوند.

3. قرآن با روشی هنرمندانه صحنه را برای گفت وگو و ملاقات با خدا آماده می کند. با این مقدمه چینی ، فضای روشنی را به وجود می آورد تا این که حلول خداوند، راحت تر فهمیده شود. گوشه نشینی مریم و خود را به نقطه ای دور رسانیدن ، نشان می دهد که حالا باردار شدن او قطعیت پیدا کرده است. پس از دورشدن از دیگران است که می تواند به خود بیاندیشد و با ملائکه به گفت وگو بپردازد و نوید تولد عیسی را دریافت کند ، ضمن باکره بودن ، عیسی را بار دار شود.(Bauschke, Jesus im Koran S. 16 ) گفت وگو بین مریم و ملائکه هم به طور خلاصه بیان می شود : مریم دوچار ترس می شود، ملائکه او را تسلی می دهند. به او پیام می دهند که باردار خواهد شد. پس از آن ناباوری مریم و گفتن این که او زشتکار نیست ، درک اجتماعی خود را نشان می دهد.در این بخش مریم به دو گونه عقب نشینی می کند، به رضای خدا تن درمی دهد، رضا دادن به بارداری و خود را به نقطه ای دور دست رساندن.

4 . “خود را به نقطه ای درور دست رساندن”، معنی دیگری هم دارد. به صحرا رفتن ، به جائی که هیچ چیز نیست و اگر هست، همان خداست که حالا به صورت تنه درخت خرما نمایان می شود و مریم می تواند به آن تکیه بزند. قرآن نمی آید به مانند انجیل متی به جزئیات و حواشی زایمان بپردازد بلکه یک راست سراغ اصل مطلب می رود. مادری که نا راحت است و آرزوی مرگ می کند( ای کاش می مردم و مردم مرا فراموش می کردند) حالا نوزادش به او تسلی می دهد.

5. هنر دیگر قرآن این است که از یک سو از دنیای دیگری صحبت می کند و از سوی دیگر، به واقعیات زمینی ، به حقایق زمان حال می نگرد: آبستن شدن یک زن بدون شوهر، بهتان فاحشه گری است. درست در زمانی که مریم از زندگی بی زار است به او گفته می شود که جوی آبی در زیر پای او روان است و او از میوه های تازه و شیرین می تواند میل کند که این مهربانی خداوند را بهتر نشان می دهد. و حالا فرد بالغ ساکت می شود و نوزاد است که سخن می گوید. این ها، زیبائی و شیوائی بیان قرآن را نشان می دهند: از یک سو واقعیت و از سوی دیگر، اسطورگی و عظمت پیامبری، از یک سو سرنوشت انسان و از سوی دیگر، نشان دادن عظمت پروردگار.

6. این که قرآن از چگونگی تولد یحیی و عیسی یاد می کند، می خواهد در مقابل دشمنان ، حقانیت خدا را و حقانیت اسلام را نشان دهد. این یادآوری برای قرآن حشو نیست بلکه سلاحی است علیه طرف مقابل ، علیه اشرافیت مکه. قرآن مستقیما رقیب را نشانه می گیرد و قبل از بیان داستان تولد مسیح ، می گوید : ” به یاد بیاورید آنچه در مورد مریم نوشته شده است و در ادامه می آید: بدین سان عیسی پسر مریم است و این حقیقتی است که کافران در آن تردید دارند، خدا نیازی ندارد که فرزندی داشته باشد که او برترین است. این اوست که زمانی که تصمیم بگیرد و فرمان دهد، امر او اجرا می شود و عیسی گفت خدای من خدای شماست و از او پیروی کنید که این راه ، راه راست است ولی برخی گروها در بین خود به منازعه می پردازند. وای به حال کسانی که ایمان نمی آورند و آن ها روزی سخت خواهند دید و چه خوب که در روز جزا به پیش ما می آیند و ما را می بینند ومی شنوند ولی گناهکاران در نادانی به سر می برند.”

7. از دیگاه فقهی یحیی و عیسی شبیه یکدیگرند، هر دوی آنها با وجود کودکی ، توانائی سخن گفتن دارند. یحیی به مانند عیسی مخلوق خداوند است، هر چند که پدر زمینی دارد، و به مانند عیسی پاک است و به والدین خود احترام می گذارد، از خشونت بیزار است و صاحب کتاب است. تفاوت بین آن دو فقط این است که عیسی خود می گوید که رسول خداست و قادر است گناهان بندگان را عفو کند و از “نشانه” ی خداوندی اوست که نسبت به بندگان مهربان است .

در این جا باید گفت: لوقا را به یاد بیاوریم که از قول زکریا و شمعون (سیمون) به “نشانه” ی خداوندی عیسی اشاره کرده بود.

3 – شرح و بیان اهمیت فقهی سوره ی 3 قرآن

سور ه ای را که در مورد آن اینک بحث می کنیم در مدینه نازل شده است. قرآن در این سوره هم باز در مورد زکریا، یحیی، مریم و عیسی سخن می گوید ولی با این تفاوت که نام این سوره: ” آل عِمران ” است. انتخاب این نام بر می گردد به نام ” آرام ” که پدر موسی، هارون ومریم بود که می توان در عهد قدیم ، در بخش 59، 26 مطالعه کرد. هدف قرآن از یاد آوری این اسامی نشان دادن اصل و نسب عیسی است. ولی قرآن در همین سوره به جنگ بدر نیز اشاره می کند ، جنگی که در سال 624، دو سال بعد از هجرت اتفاق افتاد و طی آن مسلمانان توانستند به گونه ای تعجب برانگیز قوای عظیم مکه را دفع کنند ، حادثه ای که از نظر سیاسی و مذهبی نتایج پرباری را سبب شد.

در کنار وقایع جنگ بدر ، قرآن دوباره به شرح تولد عیسی می پردازد ، ولی نه تنها به تولدش بلکه به پیامش ، به عمل کردن اش و به فراست و چابکی اش نیز می پردازد. یاد آوری از عیسی باید با یک منظور سیاسی همراه باشد. درست در همان زمان ، سفرائی از مسیحیان نجران برای مذاکره با حضرت محمد (ص) در مدینه حضور داشتند. در پیامد توسعه اسلام ، آن مسیحیان آزادی عمل خود را در خطر می دیدند، لذا نمایندگانی را نزد حضرت فرستاده بودند.آنان هرچند که تقاضای مسلمانان را برای ایمان آوردن به اسلام نپذیرفتند ، ولی پس از دنباله ای تبادل افکار و مباحثه فقهی ، به یک هم آهنگی دست یافتند. حضرت محمد(ص) امنیت و آسایش آنان را تضمین کرد (رجوع شود به نوشته آقای پرفسور شموکر

Schmucker, Die christliche Minderheiten von Nagran .. Bonn 1873 ) در هر حال آیه ی 3 بازتابی است از مناظراتی که بین قر آن و اهل کتاب صورت می گرفت. آنچه که مورد علاقه ما می تواند باشد ، مبحث تولد حضرت مسیح است. در این سوره، بحث در مورد حضرت مریم، اوج و برجستگی جدیدی را پیدا می کند. در این سوره ، قرآن در مورد اصل و نسب مریم اطلاعاتی می دهد.( سوره ی 3، آیه های 35 تا 37 ) همچنین داستان مربوط به یحیی بار دیگر آورده می شود ( سوره ی 3، آیه های38 تا 41 )، که اندکی با سوره ی 19 تفاوت دارد. پس از تعریف از حضرت مریم( آیه های 42 تا 44 ) شرح تولد حضرت عیسی را می خوانیم:

” هنگامی که ملائکه گفتند، ای مریم! خداوند کسی را به تو وعده می دهد که عیسی مسیح نام دارد، او فرزند مریم است، او شخصیتی می شود در این و در آن دنیا، کسی که جزو خوبان است و نزد پروردگار جایگاهی ارجمند دارد. او در سن کودکی با مردم به سخن گفتن می پردازد و در سن بلوغ جزو تقوی کنندگان محسوب می شود. در این هنگام مریم می گوید که پروردگارا، چگونه می توانم صاحب فرزند شوم در حالی که مردی با من نزدیکی نکرده است.

پس، از خداوند یا ملائکه شنید: این است روش خداوندی که اگر تصمیم گیرد، آن امر اجرا می شود. او به فرزندت پیام تورات و انجیل را فرا خواهد داد و اوست پیامبری برای بنی اسرائیل. او به مردم خواهد گفت که به فرمان خداوند ، نزد آنان آمده است، خدائی که به من نشانه ای داده است که اگر از خاک چیزی بسازم، می توانم روح خود را در آن بدمم و آن جسم به امر خداوند پرنده می شود و می تواند پرواز کند. ( سوره ی 3 ، آیه های 45 تا 49).

 

با مطالعه ی این سطور می توان پی برد که اگر در سوره ی 19، روح خدا با مریم ملاقات کرد، این یک ” رؤیت” بود، در حالی که در سوره ی 3 مریم کلام خدا را می شنود. که این یک “ ند ا” ست. سپس عیسی به فرمان خدا ، توسط روح خدا خلق می شود. در این جا، دو نکته فقهی اهمیت پیدا می کنند:

1- در سوره 3 قدرت خلافیت خداوند واضح تر بیان می شود. در سوره ی 19 آمده بود که ” این کاربرای خداوند آسان است” و حالا در سوره ی 3 می آید: ” چون تصمیم بگیرد و فرمان دهد، اجرا می شود”.

2- در سوره ی 3، حضرت عیسی نتیجه کلام خداوند است. پس از کلام و فرمان خداست که او به وجود می آید. برخی از فقها کلام خداوند را با روح خداوند یکسان می دانند. در هر حال پس ار دریافت کلام و یا پس از دریافت روح خدا، عیسی آورنده پیام مهربانی و رحمت پروردگار می شود. این که خداوند قادر است ازخاک، از گل ، موجود زنده بسازد و این کار حالا توسط عیسی صورت می گیرد، این نشان می دهد که عیسی این توانائی را از خداوند گرفته است. درست نظیر این را می توان در انجیل های غیر رسمی(انجیل “زمان کودکی” به گفته ی توماس ) نیز یافت. ، در این انجیل، حضرت عیسی با یک دست زدن در یک روز شنبه و با درخواست کردن، پرندگان را ظاهر می کند و این، برایش معجزه ای می شود، در حالی که در قرآن حضرت عیسی پس از گرفتن اجازه از خداوند، قادر به این عمل است، بدون آن که منتظر روز شنبه باشد، بدون ذکر این که عیسی در کودکی و یا در بلوغ قادر به این امر بوده باشد. ملاحظه می شود که مرکز توجه قرآن، خداوند است و این نکته، در این جا به روشنی دریافت می شود.

4- مقایسه روند تولد

در مقایسه میان بیان قرآن و بیان انجیل ، ما هم با مواردی همگون و هم ناهمگون برخورد می کنیم. انجیل و قرآن هم آهنگ هستند که خلقت عیسی معجزه آسا و برای بهبود انسان ها صورت گرفته است. تفاوتی که پیش می آید در چگونگی معجزه است. در انجیل گفت وگوی ملائکه با زکریا و یا با مریم پیش می آید و همچنین شبانان و یا ستاره شناسان تحولاتی را در آسمان می بینند . قرآن معجزه دیگری را اضا فه می کند ، سخن گفتن نوزاد !

قران به خود اجازه می دهد که مستقیماً به سراغ نوزاد برود، نوزادی که مادر خود را تسلی می دهد.

قرآن با این کار، هدف اش این است که یک امر فقهی مهمی را به باور مردم برساند: خداوند به هر کاری تواناست هرچند غیر ممکن به نظر برسد، خداوند در اعمال خود آزاد است و می تواند هر چیزی را که ما مانع، تصور کنیم ، کنار بزند:

 

– زنان نازا را قادر به زائیدن می کند، – زن باکره را صاحب فرزند می نماید، – در فضائی چون صحرا ، در محیطی مرگ زا، موجود زنده ای پدید می آورد.

در هر دو انجیل خدا محوری تکرار می شود در انجیل لوقا سوره ی 1، آیه ی 37 می آید که برای خدا هیچ چیز غیر ممکن نیست و در قر آن می آید که چون تصمیم بگیرد و فرمان دهد، اجرا می شود( سوره ی 3 آیه ی 47)

انجیل و قرآن هم آهنگ اند که عیسی کاشته ی انسان نیست بلکه کاشته ی روح خداست.( سوره ی 4، آیه ی171 ) قر آن یک قدم فراتر می رود و می گوید که تولد عیسی نتیجه ی تصمیم خداوند است. قرآن به عیسی عناوین بسیاری می دهد:

– عیسی نشانه ی خداست برای انسان ها، – نشانه ی مرحمت و مهربانی خداست، – بنده خداست، – پیامبر خدا، – کلام خدا، و – روح خدا است.

تمام این عناوین ریشه در یک امر دارند که حاملگی مادرش مورد توجه خاص خدا بوده است. در مقایسه با بندگان و با پیامبران دیگر ، عیسی مو قعیت ممتازی دارد:

– او از روح خداوند جان گرفته است و در تمام طول حیات خود از برکت همین روح، پیامبری می کند. – از تمام کسانی که نامشان در قرآن می آید، عیسی برترین شخصیت را داراست. – فقط آدم است که بدون مادر خلق شده است ولی بازهم عیسی بدون قرینه می ماند زیرا او از یک زن باکره زائیده شده است. – در قران اصلا سخنی از مادر حضرت محمد نوشته نشده است. – همآهنگی دیگری را که می توان بین انجیل و قرآن مشاهده کرد: مقبول بودن عیسی برای خداوند است. نقطه ی مقابل عیسی ، خشونت گرایان هستند. عیسی مظهر صلح است و در تمام طول زندگانی اش این صفت را حفظ کرده است، از زمان تولدش تا مرگ و زمانی را که نزد پروردگار می گذراند.

 

بهترین وصف در سوره ی 19 ، آیه های 32 و 33 آمده است که از قول حضرت عیسی می گوید :

” و او مرا خشونت گرا و بد خلق نکرد، خوشا آن روز که متولد شدم و خوشا آن روز که می میرم و خوشا آن روز که به سوی او باز می گردم.”

– در لوقا ، سوره ی 1 ، آیه های 46 تا 55 می آید: ” خوشا بر مریم و بر ملائکه و بر شبانان ” . در همان جاست که حضرت عیسی نقطه ی مقابل قدرت مندان و اغنیا و در ضمن، مظهر صلح خداوندی معرفی می شود.

در یک مقایسه می توان دریافت که: – پیامبر اسلام محتوای انجیل را درک کرده است. – او برخی از مباحث را می گیرد، گاهی چیزی بر آن می افزاید، تفسیر می کند، خلاصه می کند، دسته بندی می کند و همه این کار ها را می کند تا خدا محوری را بهتر بیان کرده باشد.[[در اینجا پرفسور کوشل بازهم قرآن را نوشته های حضرت محمد تصور می کند- مترجم]] هدف او این است که خداوند مرکز ثقل تاریخ و جهان است، همه چیز از او می آید و همه چیز به سوی او می رود و هر نوع تفسیر را باید از او آغاز کرد.

5- تفاوت های مهم در اعتقاد مسیحیان و مسلمانان

تفاوت اصلی بین این دو دین در اصل پیامبری است. این مسئله باید با قاطعیت مورد بحث و پژوهش قرار گیرد:

1- آنچه را که می توان در انجیل عهد جدید یافت ، ارتباط تنگاتنگ تولد حضرت عیسی با تاریخ خداوند و با قوم مورد نظر خداوند است. ظهور عیسی یک آغاز خرد مندانه ی تاریخ دیگری است برای قوم اسرائیل ، ضمن اینکه او نجات دهنده ی آن قوم نیز هست و برای اقوام کافر نشانه ای است برای ایمان آوردن . متون انجیل عهد جدید در وجود حضرت عیسی ، خداوندی خدا را ،دوباره تاریخ ساز می کند.[[با بیانی دیگر، نویسنده می خواهد بگوید که 1- خداوند تاریخ خودش را داشته که بسیار قدیم است. 2- لازم بود که این تاریخ جوان شود، از نو دوباره آغاز شود. 3- خداوند تولد حضرت عیسی را ممکن می گرداند تا این که تاریخ خلقت از نو شروع شود.4- با شروع تاریخ جدید، عیسی خدا می شود( او می آمرزد ، او گناهان را می بخشاید و او حیات می دهد)5 – خدای قدیم و خدای جدید، قوم اسرائیل را برتر می دانند و حالا اقوام کافر هستند که باید به این خدای جدید ایمان بیاورند- مترجم]] به همین جهت، مهم است که از مکان تولد عیسی نام برده شود: از بیت اللحم! و مهم است که تاریخ و زمامداران آن زمان نامیده شوند و جزئیات تولد گفته شود: به سجده رفتن ستاره شناسان و شبانان![[به باور من در زمان تولد حضرت عیسی اوضاع اجتماعی بسیار دگرگون بود، اشغال منطقه، توسط رومی ها، مقاومت مردم برای آزادی سرزمین خود، چند دستگی در بین پیروان دین یهود، ائتلاف برخی از روحانیون یهودی با اشغال گران رومی. در این میان روستائیان، که شبانان را باید جزو آنها دانست و دانشمندان، که ستاره شناسان نمونه ای از آنها باید باشند، در سخت ترین شرائط قرار گرفته و تحولی را انتظار می کشیدند. داستان سه پادشاه می تواند نشانه ی این باشد که سایر قبائل نیز برای خروج از وضع نابسامان آن زمان خود، در جست وجوی نجات بودند. آن سه پادشاه را باید روسای قبایلی دانست که در تولد عیسی نشانه ای از مرحمت الهی را برای نجات شان تعبیر می کردند- مترجم]]

– قرآن ضروری نمی بیند به تاریخ توجه کند، زمامداران وقت را بنامد و از مکان تولد یاد کند. در قرآن نام بیت الحم و نصرانیه نمی آید. قرآن از یوسف، پدر زمینی عیسی اصلا یاد نمی کند.

– برای قرآن رفتار خداوند در مورد این چند نفر اهمیت دارد: زکریا، مریم، در کنار آنان حضرت عیسی.

– اگر در قرآن از ” قوم” سخن می رود، منظورش قومی نیست که در پی نجات باشد بلکه ، همان گونه که در سوره ی 19 آمده است،از دیدگاه روانشناسی به مردمی فکر می کند که مریم از آنان خجالت می کشد.

– در سوره ی 3 اگر اشاره ای به مکان می شود، منظور قرآن سرزمینی است که مومنین و سر زمینی که کافران در آن زندگی می کنند.

2- برای انجیل های عهد جدید تولد عیسی پایان دوران انتظار قوم اسرائیل است ، برای ظهور خدای نجات دهنده ای که دوباره به قوم خود بپیوندد. در قرآن کاری که خداوند در حق عیسی می کند، کاری است که در طول تاریخ برای کسان دیگر هم کرده است. هر چند که قرآن به حضرت عیسی مقام شامخی می دهد ولی “فرزند مریم” نشانه ای است از نشانه های دیگر. این که از روح خدا، عیسی به دنیا می آید، درست! ولی عیسی در قرآن نه تنها خدا نمی شود، حتی به مقام نیمه خدائی هم نمی رسد. به همین خاطر است که قرآن واکنش نشان می دهد به ایجاد مذهبی به نام مسیحیت و رد می کند آن را: ” خداوند نیازی ندارد که فرزند داشته باشد” . با این جمله مقابله می شود با کسانی که در آن زمان به وجود یک فرزند خدا، با خصوصیات فوق طبیعی ، باور داشتند . این که فرزندی با روح خدا متولد می شود و از مادری باکره به دنیا می آید ، استثنا بودن حضرت عیسی را نشان نمی دهد بلکه قرآن ،استثنا عمل نمودن خدا را نشان می دهد.

3- با تمام کیفیات، حضرت عیسی به عنوان یک انسان ، انسانی که خداوند خلق کرده است به مانند آدم، نوح، ابراهیم و موسی، معرفی می شود. عیسی به عنوان یک مخلوق ، نشانه ای است از مراحم خداوند، در کنار نشانه های دیگر ، در میان صفی از انبیا که عیسی یکی از آنان است ولی نگین آن صف ،حضرت محمد (ص)می شود.[[نویسنده به مانند برخی از” اسلام شناسان”، حضرت محمد (ص) را، “خاتم” یعنی نگین پیامبران می نامند. راستش این است که اگر گفته می شود که او ” خا تم ” انبیا است، خاتم در عربی ختم کننده باید ترجمه شود، ضمن این که در نزد زرگران صنعت کار، نگین انگشتری را هم خا تم می نامند. من مطمئن هستم که قرآن از واژه خاتم ، ختم کننده و نه نگین به معنی جواهر را مطرح می کند.چرا که اگر قرار بود افتخاری نصیب حضرت اش کنند ، توصیف و تمثیل های بهتر و گرانبها تری از نگین هم یافت می شود – مترجم]]

– برای مسلمانان حضرت محمد آخرین پیامبری است که وحی دریافت کرده است.

– برای مسحییان وجود عیسای نصرانی، خود وحی الهی است، و این همان است که یحیای تعمید کننده، بر آن تأکید کرده بود. در حالی که

– برای مسلمانان قرآن وحی خداوند است که در آن از پیامبرانی چون یحیی و عیسی یاد می شود.

– قرآن شناسی و مسیح شناسی شبیه یکدیگرند و لی تفاوت اصلی بین این دو دین این است که از دیگاه مسیحیان کلام خدا در وجود حضرت عیسی به انسان تبدیل شده است و به باور مسلمانان کلام خدا قرآن گشته است.

4- هر چه بیشتر درمنابع جست وجو می شود، بیشتر به موارد یک سان بین این دو دین برخورد می کنیم. ولی به همین گونه، موضوع های مورد اختلاف هم باقی می مانند. آنچه را که درگفت وگو باید به آن توجه کرد، پافشاری روی دعوی حقانیت است که مسئله ساز می شود. چنانچه به یک گفت وگوی سالم علاقه مندیم باید این موارد را در نظر بگیریم. داستان تولد مسیح می تواند پا یه ی خوبی برای بحث باشد. هم مسیحیان و هم مسلمانان موظفند از یگانگی ها و از تفاوت ها ، پلی برای ارتباط نزدیک تر بسازند. باید فراگرفت که یگانگی را در پرتو تفاوت ها و تفاوت ها را در پرتو یگانگی ها تفسیر نمود. این گونه برخورد به ما یاری می رساند که گفت وگوی دو سویه را به گفت وگو سه سویه (تریا لوگ) ارتقاًء دهیم ، گفت وگو میان یهودیان، مسیحیان و مسلمانان. در این گفت وگو سه سویه ، باید به این آگاهی برسیم که هچکدام از ما نباید خود را دارنده و مجری حقانیت مطلق بدانیم. هدف از گفت وگو باید کسب اطلاعات بیشتر و عمیق تر شدن در ایمان باشد و باید همراه باشد با احترام متقابل به اعتقادات یکدیگر.

5- در خاتمه می خواهم این امر را در قالب یک داستان تعریف کنم. در این داستان لازم نیست که تاریخ اش درست باشد ولی آن را از زندگانی حضرت محمد (ص) گرفته اند و از برخورد سلطان مسیحی حاکم “نُجوشی” در حبشه، با مسلمانی از مکه، حکایت می کنند. آنچه مورد نظر من است ، نشانه های فقهی و دانستنی های علمی نیست بلکه نشان می دهد، چه چیز می تواند گفت وگو را پر بار تر کند. این داستان را برای اولین بار ابواسحق ( سال 750 میلادی) تعریف کرد که تاریخ زندگانی پیامبر اسلام را نوشته است ولی انتشار و باز گوئی آن 100 سال دیرتر توسط ابن هاشم صورت گرفت. ابن هاشم در مورد مهاجرت یک گروه از مسلمانان می نویسد که چون در مکه تحت فشار قرار گرفته بودند، می خواستند نزد مسیحیان “نُجوشی” در حبشه پناهنده شوند. پس از چندی ، هیأتی از مکه نزد سلطان نُجوشی آمد و باز گرداندن پناهندگان را طلب کرد. سلطان “نُجوشی” با وجود تهدیداتی که می توانست از جانب مکه صورت گیرد، حاضر به پس دادن پناهندگان نشد و گفت که ابتدا باید جرم آنان برای او روشن شود. آنگاه سلطان از دانشمندان خود خواست که کتاب مقدس اسلام را در برابر او بگشایند و سپس از مسلمانان پرسید که از اسلام چه می دانند. در پاسخ ، آنها فقط می گفتند که حضرت محمد (ص) فرستاده خداست. آنگاه سلطان از یکی از آنها خواست که سوره ای از قرآن را قرائت کند. آن فرد سوره ی 19 را قرائت کرد که ضمن آن، سلطان و همراهان او به گریه افتادند. آنگاه سلطان گفت که وحیی که در قرآن آمده است برابری می کند با همان وحیی که متعلق به عیسی است و به سفیران مکه گفت که پناهندگان را هرگز تسلیم نخواهد کرد.پس از آنکه آن دو سفیر از دربار سلطان بیرون رفتند، یکی از آنها که عمرو نام داشت به دیگری، به عبدالله گفت که فردا نزد سلطان خواهم رفت و نکته ای را خواهم گفت که تا او ریشه ی مسلمانان را خشک کند.عبدالله که خدا شناس تر از دوست اش بود، واسطه شد و گفت که بهتر است این کا را نکند ،هرچه باشد، آنها جزو اعضای قوم ما هستند. با این همه، فردای آن روز، عمرو پیش سلطان رفت و گفت که این مسلمانان ادعای جالبی می کنند، بگذارید بیایند تا در حضور آن ها بگویم. سلطان دستور داد که آنها را بیاورند.

مسلمانان پیش خود مشورت کردند که چه بگویند و به این نتیجه رسیدند که صلاح در این است حقیقت را بیان کنند، هر چند به زیان آنها بیانجامد.

پس از آنکه آمدند از آنها خواستند که نظرشان را در مورد حضرت عیسی بگویند. یکی از آنها که جعفر نام داشت ، پاسخ داد که ، آنچه را که می دانیم ، همان است که پیامبر ما گفته است که حضرت عیسی بنده ی خدا، رسول خدا، روح و کلام خدا است، روحی که خداوند در حضرت مریم دمیده بود.

سلطان عصای خود را برداشت و گفت: این گونه که تو می گوئی، راست اش این است که عیسی بزرگتر از این عصا نیست. در این میان همهمه ای از حاضرین برخاست. سلطان ادامه داد که هرچند اطرافیان من همهمه می کنند ولی شما ها بروید و درنزد من در امن و امان خواهید بود. هرکس به شما ظلم کند ، مجازات خواهد شد. در ازای یک کوه طلا هم نمی گذارم که بر شما ستم وارد شود. آن گاه گفت که هدیه ای را که سفیران برای او آورده بودند، به آنها پس دهند و گفت هنگامی که خداوند حکومت را به من داد ، رشوه ای از من نگرفت تا حالا بخواهم رشوه ای از شما بگیرم . او کسی را علیه من نشوراند تا من بخواهم کسی را علیه او بشورانم.

روشن است که در این داستان صحنه سازی شده است و مسلمانان در آن دستکاری کرده اند ولی در آن حقیقتی نهفته است. نقشی را که سلطان نجوشی بازی کرد، چیزی باید باشد بین نظریات اطرافیان سلطان که همهمه می کردند و کافران مکه. او با رواداری و قاطعیت، نظر خود را گفت و به مانند یک مسیحی از ابراز قدرت و راندن پیروان مذاهب دیگر صرفنظر کرد و نیامد با تند گرائی دینی خود ، با اعتقادات دیگران مقابله کند. این که مهمانان او حضرت عیسی را بنده ی خدا، رسول خدا و روح خدا و مادر او را باکره می دانستند، برای او کافی بود تا به آنها پناهندگی بدهد. او آن ها را تحت فشار قرار نداد و آن ها را محکوم نکرد. او توقعی از این بیشتر نداشت.

بهتر است که مسیحیان در عیسی شناسی خود پا بر جا بمانند ولی بیشتر به حضرت عیسی بها دهند تا “به مسیح پسر خدا “.

در مورد مسلمانان ، باید برای ما مسیحیان کافی باشد که آنها می گویند، در این انسان، در این عیسی ، خداوند نشانه ای از خدائی خود را بخشیده است، نشانه ای از رحمت خود را به او داده است. باید گفت که با پذیرفتن “نشانه ی خدا بودن عیسی” ، زمینه ی تاریخی برای تعمیق گفت وگو میان مسیحیان و مسلمانان موجود است. شرط این است که از گفت وگو بیشتر بهره برداری شود.

محل و تاریخ برگردان از آلمانی به فارسی: بن – 31 دسامبر 2009

ورود

ایجاد یک حساب کاربری
ankara escort,ümraniye escort,escort ankara,ankara escort bayan,escort ankara,porno izle,porno izle,maltepe escort,kurtköy escort,istanbul escort,ankara escort,bodrum escort,samsun escort,
antalya escort,van escort,yozgat escort,zonguldak escort,zonguldak escort,adıyaman escort,alanya escort,bodrum escort,edirne escort,hatay escort,ısparta escort,
alanya lavabo acma,alanya tikanik acma,alanya tikanik acma,alanya lavabo acma,alanya kanalizasyon acma,alanya tikanik acma,alanya kanalizasyon acma,alanya tuvalet tikanikligi acma,alanya vidanjor,alanya tikanik acma,alanya logar acma,alanya lavabo acma,alanya tikanik acma,alanya tikanik acma,alanya tuvalet açma,
restbet,bahis siteleri,betpas,bahis oynama siteleri,bahis siteleri,online bahis,mobil bahis sitesi,canli bahis,restbet,betsamba,sanal poker,bahis burosu,kacak bahisler,restbet sitesi,betpas,
Sakarya Escort,Kütahya Escort,Gaziantep Escort,Fethiye Escort,Karabük Escort,Kayseri Escort,Gebze Escort,Alanya Escort,Hatay Escort,Buca Escort,İzmit Escort,Kuşadası Escort,Atakoy Escort,istanbul escort,
sohbet,mynet sohbet,chat,
maltepe escort,tuzla escort,kartal escort,pendik escort,ataşehir escort,bostancı escort,
Konya Web Tasarımı,Kişiye özel çikolatalar,
alanya lavabo acma,alanya tikanik acma,alanya tikanik acma,alanya lavabo acma,
esenyurt escort,avcılar escort,escort,istanbul escort,bahçeşehir escort,bakırköy escort,istanbul escort,
cember makinasi,cember makinesi satis,serit cember,turkce mirc indir,gumus kolye,gumus bileklik,sohbet siteleri,
pendik escort,maltepe escort,
paykasa bozdurma,paykasa bozum ,astropay bozum ,astropay bozdurma ,paykasa kart bozdurma ,
ofis taşıma,evden eve nakliyat,gebze evden eve nakliyat,Kadıköy Evden Eve Nakliyat,Kartal Evden Eve Nakliyat,Maltepe Evden Eve Nakliyat,Pendik Evden Eve Nakliyat,Sancaktepe Evden Eve Nakliyat,Şile Evden Eve Nakliyat,Tuzla Evden Eve Nakliyat,Ümraniye Evden Eve Nakliyat,
pendik escort,maltepe escort,ataşehir escort,maltepe escort,pendik escort,kartal escort,kurtköy escort,ataşehir escort,ümraniye escort,kurtköy escort,kadıköy escort,
kartal escort,ataköy escort,ankara escort,avcılar escort,beylikdüzü escort,ankara escort,ankara escort,beşiktaş escort,ataköy escort,şişli escort,pendik escort,pendik escort,ankara escort,ankara escort,ankara escort,
instagram takipçi hilesi,instagram takipçi hilesi 2017,instagram takipçi,instagram takipçi satın al,instagram takipçi satın al,instagram followers bot,instagram takipçi hilesi,free instagram followers,
instagram Takipçi Hilesi,instagram Takipçi Hilesi,instagram Takipçi Hilesi,instagram followers,free instagram followers,followers instagram,
instagram followers,instagram Takipci Hilesi,instagram Takipci Hilesi,instagram Takipci Hilesi,free instagram followers,followers instagram,takipçi kasma,kombi servisi,
hacklink wordpress free themes meme büyültme hacklink satış e sigara hacklink al
paykasa bozdurma paykasa bozdurma
hacklink wordpress download yemek tarifleri joyetech elektronik sigara
dekorasyon
cember makinasi sohbet siteleri chat odasi
soyunma dolabısohbet mynet sohbet chat kartal escort pendik escort maltepe escort ataşehir escort maltepe escort pendik escort kartal escort kurtköy escort ataşehir escort ümraniye escort kurtköy escort kadıköy escort pendik escort kartal escort ataşehir escort esenyurt escort avcılar escort escort istanbul escort bahçeşehir escort bakırköy escort istanbul escort fuck google kurtkoy escort antalya escort van escort yozgat escort zonguldak escort zonguldak escort adıyaman escort alanya escort bodrum escort edirne escort hatay escort ısparta escort restbet bahis siteleri betpas bahis oynama siteleri bahis siteleri online bahis betpas canli bahis restbet betpas sanal poker bahis burosu kacak bahisler restbet sitesi betpas Konya Web Tasarımı Kişiye özel çikolatalar pendik escort maltepedeki escortlar zynga poker chip chip satın al chip satış chip satışı kartal escort ataköy escort ankara escort avcılar escort beylikdüzü escort ankara escort ankara escort beşiktaş escort ataköy escort şişli escort pendik escort pendik escort ankara escort ankara escort ankara escort ankara escort ankara escort ankara escort etlik escort eskisehir sarisin escort bayan sincan escort ankara escort bayan pendik escort bayan ankara escort Kurtköy Escort avcılar escort avcılar escort izmir escort bayan antalya escort Ataşehir escort instagram takipçi hilesi instagram takipçi hilesi 2017 instagram takipçi instagram takipçi satın al instagram takipçi satın al instagram followers bot instagram takipçi hilesi free instagram followers takipci hilesi instagram takipci sitesi instagram free followers free instagram followers instagram takipçi satın al instagram takipçi hilesi instagram takipçi instagram followers instagram Takipci Hilesi instagram Takipci Hilesi instagram Takipci Hilesi free instagram followers followers instagram takipçi kasma kombi servisi Bilgisayar Kursu instagram takipci Takipci Hilesi takipci kasma bambu kapak meyve kasesi orta sehpa metal avize Tabure ve sandalyeler Bahce Koltuklari Bahce setleri masalar sandalyeler Bahce duvar kagidi Sehpa Puflar Masa Sandalye seti ev dekorasyon Kaynarca escort mobil porno Tuzla escort