خدا باوری و آیندهً آن واقعیت ماوراء الطبیعه

image_pdfimage_print

برخی را باور بر این است که ما در جهانی سکولار زندگی می کنیم که در آن فناوری و علوم طبیعی ، تعیین کننده اند و گویا در این جهان ، اندیشه های ماوراء الطبیعه، جایگاه خود را دیگر از دست داده اند و اگر کسی خداباور باشد، خداباوری اش ناشی از کنش و واکنش هائی در مغز او ست و لذا ربطی به دنیای واقعی ندارد. از سوئی دیگر برخی رویدادها نشان می دهند که ماوراء الطبیعه هنوز در بین خیلی ها واقعیت دارد مثلاً : هنگامی که «راتسینگر» به عنوان پاپ اعظم انتخاب شد موجی از شادی واقعی مردمان آلمان را فراگرفت، یا آیت الله خمینی از پاریس به ایران می رود و حکومتی را بر پایه دین برقرار می کند.

 {{{Die Zukuft der Gottesglaube: Die Wirklichkeit des Idealiasmus}}} 

Prof. Karl. Josef Kusche

مترجم: دکتر حسین پورخصالیان مقدمه: برخی را باور بر این است که ما در جهانی سکولار زندگی می کنیم که در آن فناوری و علوم طبیعی ، تعیین کننده اند و گویا در این جهان ، اندیشه های ماوراء الطبیعه، جایگاه خود را دیگر از دست داده اند و اگر کسی خداباور باشد، خداباوری اش ناشی از کنش و واکنش هائی در مغز او ست و لذا ربطی به دنیای واقعی ندارد. از سوئی دیگر برخی رویدادها نشان می دهند که ماوراء الطبیعه هنوز در بین خیلی ها واقعیت دارد مثلاً : هنگامی که «راتسینگر» به عنوان پاپ اعظم انتخاب شد موجی از شادی واقعی مردمان آلمان را فراگرفت، یا آیت الله خمینی از پاریس به ایران می رود و حکومتی را بر پایه دین برقرار می کند. بدین سان نشان داده شد که اسلام قادر است به عنوان دین ، دوباره به صورت قدرتی در جهان، حیات واقعی پیدا کند یا با بالا گرفتن بحث مرگ و زندگی پس از مرگ در بین مردم، به همراه ِ باور به قدرت عشق و باور به فلسفه ی مربوط به آن ، همه ی اینها مواردی از واقعیت ماوراء الطبیعه هستند. با مقدمه فوق ، مجری برنامه کانال رادیویی “جنوب غربی آلمان” در 17 ماه مه 2007 (برابر با 27 خرداد 1386) پرسش بسیار کوتاهی را با پرفسور کارل یوزف کوشل Karl Josef Kuschel، استاد پژوهش های بین ادیان، زیر عنوان: «خدا باوری و آیندهً آن» در میان گذاشت و ایشان پاسخ بلندی به آن داد که ترجمه این پرسش کوتاه و پاسخ بلند را به خوانندگان علاقه مند تقدیم می کنم.

—-

مجری: آقای پرفسور کوشل، بگوئید که دین در جهان امروز ما چه جایگاهی دارد؟

کوشل: در این مورد، برخی از خاظراتم را نمی توانم فراموش کنم. بیاد می آورم که در 18 سالگی، در سال پایانی دبیرستان ، دبیر ادبیات مان از بچه ها پرسید که به کدام شغل علاقه دارید. هنگامی که نوبت به من رسید، بدون مکث گفتم که می خواهم به الهیات بپردازم وعالم دینی بشوم. دبیر من هم بی درنگ شعری از گوته را به این مضمون به یاد مان آورد:

«چه می توان گفت در باره الاهیات/ که بسیار سخت است از گمراهی بیرون آمدن / که این، هم زهر است و هم داروئی شفا بخش»

من از شنیدن آن چه گوته از زبان فاوست بیان می کند، ناراحت نشدم ولی آن را زنگ خطری تعبیر کردم برای روحیه ی خودم. از آن روز تا کنون، ضمن این که به دین خود علاقه مندم و مانند کودکی هستم که شیر مادر می مکد و از آن حیات معنوی می گیرد ،من هم در دین، رفاه و آزادی ِ روح و روان خود را احساس می کنم، ولی پیوسته نسبت به اعتقادات خود به گونه ی انتقادی می اند یشم.

زمانی که دانشجوی الهیات بودم با ولعی خاص به دنبال نوشته های انتقادی یی می گردیدم که در مورد دین باوری بودند و دین را به چالش می کشیدند.

اواخر سال های شصت قرن بیستم بحث در مورد دین و بی دینی رواج داشت. فرهنگ خداناباوری و فرهنگ انتقاد فلفسی آن چنان بر دین ، بر معنویت و بر ماوراء الطبیعه می تاختند و مرا در محاصره می گرفتند که احساس می کردم خدا نا باوری باید جهان را فرا گرفته باشد و من در درون خود و تنها در پیرامون خود ، باور های خود را حفظ کرده بودم. در چنین فضائی پی بردم که به خاطر اعتقادی که به دین خود دارم ، لازم است که به دینم با دیدی انتقادی برخورد کنم. از این راه پی بردم که بخشی از باورهای من ، نوعی اِرضای خویشتن است و آن همه احساس آرامش که در کلیسا به من دست می دهد، تنها به خاطر تلقین به نفس است و اگر باور داشته باشم که دین من کامل است و به تحول نیاز ندارد، این را باید نشانهً سستی و پویا نبودن دین خود ، تفسیر کنم.

بختی که من داشتم این بود که در سال های دهه ی 70 در شهر «توبینگن»( Tübingen) تحصیل می کردم. در آنجا بود که آثار ” دین انتقادی” و “نقد دین” از دیدگاه فویر باخ ، کارل مارکس ، نیچه و فروید مورد بحث قرار می گرفتند. در آنجا اندیشه های نومارکسیستی مکتب فرانکفورت رونق داشت و کسانی چون تئودور آدرنو، مارکس ، هورک هایمر و یورگن هابر ماس ، دین سنتی را یک نوع جبر می نامیدند که از آن بوی ارتجاع و عقب ماندگی بر می خاست. در بین آنها شنیده می شد که به جای عبادت باید به سیاست روی آورد و بجای رفتن به کلیسا و ایمان داشتن ، باید به نوآوری پرداخت.

من تمام آن سخنرانی ها و کلاس های درس را با علاقه دنبال می کردم و در نهایت ، بیشتر از پیش حقانیت حقیقتی را که بدان معتقد بودم در می یافتم و درک می کردم که ایمان به پروردگار چه معنی می دهد و این چیزی نیست مگر بازتاب خواسته های من تا مگر در گرداب زندگی به آرامش درون دست یابم تا امیدواری به عافیت در من زنده بماند، چیزی به مانند دوران کودکی ، دوران بی گناهی و پاکی. در این حالت است که امروز هم ، نوعی خاص از ماوراء الطبیعه وجود شخص مرا فرا گرفته است.

به یاد می آورم که در سن 21 یا 22 سالگی روی فرش کلبه دانشجوئی خود دراز می کشیدم و با میلی سرشار ، کتاب “بیگانه”، نوشتهً آلبرت کامو را می خواندم که در آن محکومی که در انتظار اعدام است با کشیشی که می خواهد او را تسلی بدهد به مشاجره می پردازد. کشیش اشاره می کند به گناهان انسان و عدل خداوندی. شخصیت اصلی دادستان کامو، با شنیدن آن سخنان از دست کشیشی که در عین نا آگاهی به حقانیت مذهب خود اعتماد دارد، عصبانی می شود.

با خواندن آن کتاب این پرسش در من پیدا شد که آیا باید بپذیریم که مذهب فقط نوعی تسلی خاطر است؟ ، نوعی نیاز کودکانه ؟ و یا عامل وحدت است برای اجتماعی که مردمانش دوچار از هم گسستگی شده اند؟ من نمی توانستم همهه ی آن تعبیرات را بپذیرم . این گونه “خداباوری” نمی تواند پایدار بماند. این برای من روشن بود ولی از خود می پرسیدم ، اگر چنین است، آیا باید به مانند بسیاری از همشاگردی های خودم ، ایمانم را کنار بگذارم و فراموش اش کنم و بجایش به علم اخلاق اجتماعی روی بیاورم تا بتوانم جامعه را تغییر دهم؟ در من این پرسش پیش آمد : چگونه می توانیم مؤمن باقی بمانیم و در مقابل سیل انتقادات نظری ، ایمان خود را حفظ کنیم؟

کسی که به من قوت قلب می داد استاد توبینگینی من ، پرفسور هانس کونگ (Hans Kung ) بود. او مرا به مکتب خود فراخواند. هانس کونگ در سال های 1970 در حال نوشتن کتاب خود تحت عنوان ” ایمان به پروردگار در عصر تجدد” بود او در آن کتاب به کسانی پاسخ می داد که از مذهب انتقاد می کردند. او همیشه به دنبال پاسخ این مطلب بود که چگونه می توان در حین تفکر انتقادی، ایمان به مذهب داشت. این، بحث بسیار سختی بود که تنها پس از گذار از تحول اندیشه می شد به آن پرداخت. هانس کونگ در آن زمان رقبای فراوانی داشت و هنوز فرضیه های کسانی چون فویر باخ ( بازتاب اندیشه) رونق داشتند. من بیاد می آورم که مناظره در باب “بازتاب اندیشه ” چقدر به خود آگاهی من یاری رساند.

به باور فویر باخ ، مذهب چیزی نیست مگر بازتاب خواسته ها و انتظارات انساتی از جهانی دیگر . و این درست در تقابل قرار می گرفت با آنچه که من به آن باور داشتم. آیا نباید این گونه باشد که وجود من با تمام آرزوها و خواسته هایش ، مخلوق آن جهان است ؟ در این هنگام ندائی را در خود می شنیدم که می گفت، درست است که در هنگام اعتقاد به خداوند باز تاب انتظارات ، نقشی را بازی می کنند ولی آیا باید نتیجه همان باشد که فویرباخ می گوید که “آنچه را که می طلبیم و تمنا می کنیم ، دست یافتنی نیستند”. از خود می پرسم که آیا آنچه را که من امید داشتم به آن برسم فقط مالیخولیا بود؟ شاید، ولی گفتۀ فویرباخ ثابت شدنی نیست، ضمن این که امید وار بودن به دست یابی به معنای واقعی حیات و برخورداری از عدل الهی ، گرچه می تواند واقعیت داشته باشد، ولی این هم قابل اثبات نیست ، هر چند که این قابل قبول تر است تا دیگری. با سخنی دیگر از دیدگاه تفکر محض ، نه خداناباوری و نه باور داشتن به وجود پروردگار . آنچه را که ما به آن معتقدیم ، آن بخش از تفکر است که ما به آن اعتماد پیدا کرده ایم. و با آن ماًنوس شده ایم. ولی این هم باید همان گونه توسط ما مورد انتقاد و پرسش قرار گیرد که خداناباوران دین داری را مورد انتقاد قرار می دهند.

در سال 1978 هانس کونگ کتابی نوشت تحت عنوان ” آیا خدایی یافت می شود؟”. در آن زمان کسی نمی توانست پیش بینی کند که یک سال دیگر دنیای سیاست و دنیای مذهب چهره ی دیگری پیدا خواهند کرد.

در سال 1979 بود که آیت الله خمینی از پاریس به ایران می رود و حکومتی را برقرار می کند بر پایه دین. بدین سان نشان داده شد که اسلام قادر است به عنوان یک دین ، دوباره حیات پیدا کند و به صورت قدرتی در جهان عرض و اندام نماید. با نگاهی به گذشته پی می بریم که انقلاب ایران بازتاب وسیعی داشته و جغرافیای جهان را تغییر داده است . انقلاب ایران فراتر از آن چیزی است که در سال 1989 به وقوع پیوست. در آن زمان کشور های کمونیستی فرو پاشیدند. آن در حقیقت فروپاشی یک تئوری سیاسی بود که می خواست از دین انتقاد کند و حتی آن را کنار بزند. ولی انقلاب ایران موجب شد که دین در سراسر گیتی ( باستثناء اروپا) اهمیت پیدا کند. امروز علل بسیاری از بحران های منطقه ای را بدون تاًثیرات مذهب، نمی توان درک کرد.

ادیان جهانی به نحوی مستقیم یا غیر مستقیم تعیین کنندۀ سیاست جهان شده اند.

با تجزیه و تحلیل شرایطی که مذهب به وجود آورده می توان به نتایج زیر رسید:

1- تمام پیش گوئی های نومارکسیست ها و تعقل گرایان که گویا همراه با تحول صنعت و مدرنیزاسیون اجتماعات ، مذهب به نابودی می گراید، فقط تا اندازه ای حقیقت پیدا کرده است. پیش گوئی های سکولاریست ها که از یک قرن پیش تا کنون می گویند که مذهب یا ضعیف می شود و یا به حوزۀ خصوصی بر می گردد و یا بدیل پیدا می کند، طرفداران خود را از دست می دهد و این فقظ در مورد اروپای شمالی و اروپای غربی مصداق پیدا کرده است. اگر تعداد پیروان مسیحیت در این مناطق کاهش می یابد، این را نمی توان به تمام نقاط گیتی تعمیم داد. در سایر مناطق مذهب توانسته است توده های مردم را به حرکت بیاورد و حتی در ادارۀ حکومت ها دخالت کند. در گرماگرم رقابت عوامل فراگیر ، مذهب کنار نرفته است که بیشتر هم شده است. اعتراضاتی که در گوشه و کنار دنیا رخ می دهد دیگر برخاسته از خواسته های ایدئولوژیک نیستند، از نزاع بین سرمایه داری و مارکسیسم کمتر چیزی شنیده می شود. اعتراضات امروزی لباس مذهبی – قومی بر تن دارند. قربانیانی که جهانی شدن اقتصاد و مدرنیزاسیون بجای می گذارد، با زبان مذهب اعتراضات خود و بی عدالتی ها را به گوش جهانیان می رسانند. مارکس درست می گفت که مذهب را نباید فقط نشانهً عقب افتادگی دانست، مذهب مبارزه برای عقب افتادگی نیز هست. این گونه اعتراضات را ما اغلب در جوامع مسلمان نشین می بینیم. این اعتراضات وظیفهً مذهب را بیشتر می کند. باید به نحوی کوشش شود که این اعتراضات به افراط گرائی نیانجامد بلکه با اهرم های فرهنگی به خواسته های خود برسد.

2- باوجود آن که اقتصاد می رود که جهانی شود، فرهنگ در جا می زند و مذاهب به یکدیگر نزدیک تر نمی شوند. ساموئل هانتینگتن مثال خوبی می آورد: یک فرد در فرانسه هم می تواند نیمه فرانسوی و هم نیمه عرب باشد، ضمن این که هم تابعیت فرانسه و هم تابعیت یک کشور عربی را دارد. ولی او نمی تواند هیچگاه هم نیمه مسیحی و هم نیمه مسلمان باشد. چند گونگی مذاهب و اصرار بر تفاوت ها وظیفهً کسانی را که به دیالوگ می پردازند بیشتر می کند. دیالوگ امروزه به یک پیکار اخلاقی و صلح دوستی تبدیل شده است.

3- با پیدایش جابجائی جغرافیائی تغییرات در جهان مذهب ، مذهب به صورت یک امر مهم در زندگی روزمره مردم در آمده است و این پروسه با فروپاشی کمونیسم شدید تر شده اشت.

4- اندیشه های سوسیالیستی و ” دانش باوری ” ، کشش خود را ازدست داه اند. این گونه تفکر نه تنها در حوزۀ اقتصاد ناکارآمدی خود را نشان داده ، که محیط زیست را هم آلوده کرده است. پیروان این گونه ایئو لوژی ها حالا دوچار سرگیجه و بدون هدف و آرمان گردیده اند. درست در اینجاست که در انسان ها نیازی پیدا می شود که می خواهند به اصل خود بازگردند، در ریشۀ خود جستجو کنند تا بدانند که کیستند و از کجا آمده اند و چه چیز می تواند آن ها را از جدائی برهاند و آن ها را متحد کند.

5- پی آمد این سر گیجگی هاست که مذهب دوباره اهمیت پیدا کرده است. بی سبب نیست که در برخی نشریه های معروف از ” مذهب ، یا قدرتی جهانی ” سخن می رود. شرائط واقعا ً نسبت به سی سال پیش تغییر کرده است. در سی سال پیش ما نگران بودیم که مسیحیت جای خود را به سکولاریسم می دهد ولی امروزه کسان بسیاری هستند که آیندهً خوبی را برای مذهب پیش بینی می کنند، در حوزۀ اخلاق و دانش، در حوزهً رسم و رسوم و درامور اجتماعی و در معنویت و در شادابی .انسان ها حالا پی می برند که گسترش ارتباطات آن ها را به یکدیگر نزدیک تر نساخته است. امواج اطلاعات درست است که فراوان تر شده اند ولی شک و تردید را در انسان ها بیشتر کرده است، از خود می پرسند ، کدام روش بهتر از دیگری است.

6- آری شبکۀ ارتباطات می تواند انسان ها را به هم نزدیک ترکند ولی از آن جا یی که کاربران روی صندلی خود مقابل رایانه می نشینند، از فعالیت افتاده اند. حالا در این گیرو دار چگونه می توان راه خود را پیدا کرد؟، به چه چیزی می توان اعتماد کرد؟ اگر همه چیز باید نسبی باشد، کدام قضاوت می تواند درست تر باشد؟، اگر قرار است که همه چیز خوش آیند شود، کدام را باید انتخاب کرد؟

7- همان گونه که انتظار می رود، مذهب می تواند به زندگی انسانها معنائی فراگیر اهدا کند، مذهب نمی خواهد که فقط از دیدگاه روشنفکری مخاطب انسانها باشد، بلکه می خواهد تاثیر گذار روی روان انسان ها باشد، نه فقط به اخلاق می پردازد، بلکه به احساس، نه فقط در حوزۀ شناخت، بلکه در حوزۀ تجربه فعالیت می کند و این نه برای شناخت فرد، بلکه برای شناخت جامعه است.

8- مذهب جهت دهندۀ ابعاد زیر است:

• جهت دهندهً اخلاق و علم

• ایمان به خداوند فقط یک نوع احساس نیست بلکه با اندیشه هم همراه است زیرا عقل در آن عمل می کند

• نتیجهً ایمان به خداوند ، هم رعایت حد اعتدال است و هم پیروی از ارزش ها

• این ارزش ها از روی میل و هوس به وجود نمی ایند بلکه انسان را موظف می کنند که باید رعایت شوند

• مذهب این امکان را هم فراهم می کند که رسم و رسوم پا بر جا بمانند

• مذهب این یقین را به وجود می آورد که انسان زیر فشار وظایف اجتماعی اش خُرد نخواهد شد

• فرق است که بگوئیم انسان توده ای ست از سلول و یا یک مجموعهً بیولوژیکی تا این که بدانیم که نفس خداوند در او دمیده شده است

• که او فقط از یک سری اندام تشکیل نشده است بلکه خداوند با هدف خاصی او را آفریده است

• فرق است بین این که انسان را مملو از تصاویری بدانیم ، تا این که او را محترم بدانیم

• فرق است که بشر را با قصاوت قربانی اجتماع نمائیم

• و یا این که بدانیم او از محبت های خداوند بهره می گیرد

• مذهب این موقعیت را به وجود می آورد که شخص هم معنویت خود را و هم موقعیت اجتماعی خود را تجربه می کند. فضای کلیسا ، فضای تنگ و تاریکی نیست که به انسان دستور داده شود و وظایفی را برایش قائل شود. درست است که این گونه موقعیت ها پیش می آید ولی باید فضائی باشد با افکاری لطیف، باید روح همکاری و تعاون در آن بدمد و باید چیزی فراتر از فرد یت در آن حاکم باشد

• مذهب می تواند تمام این امکانات را فراهم آورد. کسی که این گونه با مذهب بر خورد کند انسان حساسی می شود در برابر مواردی که عکس آن است. برای فهم این امر باید به برخورد دو دانشمند اشاره شود:

• در فوریهً سال 2007 کاردینال ، والتر کاسپر ( Walter Kasper ) با فیلسوف معروف پتر سلویدردایک (Peter Sloderdijk)به گفت وگو نشست. کاردینال عنوان کرد که طبق آمار رسمی ، تعداد زائران مسیحی به اماکن مقدس افزایش پیدا کرده است. مثلا در روزهای یکشنبه تعداد 50 تا 60 هزار نفر در میدان واتیکان حضور به هم می رسانند. پاسخی را که او شنید این بود که از جانب دیگر خرافات هم در بین پیروان دین افزایش یافته است. لذا ما با یک دوگانگی سرو کار داریم، یک امر خوب و یک امر ناشایست. این امر ناشایست به گونه ایست که می تواند خشونت را در مذهب تقویت کند. این دوچهرگی در دین امری است که روحانیون و فلاسفه را به خود مشغول می کند. یک مورد آن در سال 2004 پیش آمد که در آن دو شخصیت معروف به مناظره نشستند، در یک طرف یوزف راتسینگر Joseph Rtzinger، کسی که دو سال بعد از آن، به مقام پاپ اعظمی رسید، و در طرف دیگر یورپن هابرماس Jürgen Hbermas قرار داشت. موضوع مورد بحث ، پیش شرط های سیاسی برای رسیدن به مردم سالاری و حکومت قانون بود. شنیدن اندیشه های هامبرماس برای من بسیار جالب بود. باید دانست که او از مکتب فرانکفورت می آید و کارش انتقاد از دین است و دین را یک امر خصوصی می داند. حالا ببینید که هابر ماس در آن مناظره چه گفت:

• «فلسفه می تواند از دین مواردی را یاد بگیرد. هریک از مذاهب بزرگ یک متن راهنما دارند که به صورت کتاب مقدس در اختیار پیروان دین قرار می گیرد و محتوای آن از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود و در نتیجه در مقایسه با فلسفه ، متن آن از گزند تاریخ در امان می ماند. دوام احکام دینی ما فوق تصور ماست. قرآن برای مسلمانان تا کنون پا بر جا مانده است و تورات برای یهودیان، سخنان نغز کنفسیوس برای چینی ها و باواگاگیتا برا ی هندوها، کتابهای راهنمای رفتار و زندگی هستند، کتابهایی که به معنویت و اخلاق این اقوام جهت می دهد. در کتابهای دینی تجربیات و دانستنی هائی نهفته است که در طول زمان های گذشته نوشته شده اند. مطالبی نیستند که گهگاه توسط دانشمندی نوشته شود و پس از چندی جای خود را به توصیه های فرد دیگری بدهد. متون دینی سخنان و تجربیات انسان ها را در بر دارد، با تمام سایه روشن هایش، موفقیت ها و شکست هایش»

• تا اینجا سخنان هابر ماس، ولی از این شگفت انگیز تر سخنان نماینده کلیسا بود که اذعان می نمود که کلیسا در حالتی بیمار گونه بسر می برد. او از حال نزار اجتماعات بشری سخن گفت. به باور راتسینگر ، دین می تواند تا حد از هم گسیختگی ، خود را از تعقل جدا سازد. به گفته راتسینگر خطر ناشی از بمب اتمی توسط کشور های صنعتی به مراتب کمتر است از خطری که از جانب تروریست های انتحاری عمل می شود، کسانی که به گونه ای متعصبانه تحت تاثیر مذهب قرار می گیرند. مذهب به اینجا که برسد، دیگر مذهب التیام بخش نیست بلکه بیماری زا شده است.

• راتسینگر به صراحت می گوید که امکانات دانش جدید می توانند تهدید کننده باشند. زیست شناسی به جائی رسیده است که می توان با لقاح مصنوعی انسان ساخت ، انسانی با شرایط آزمایشگاهی. اینک انسان تبدیل می شود به یک کالا، انسانی این گونه روابط دیگری با انسان و انسانیت دارد، او دیگر هدیه ً پروردگار نیست، او می شود دست ساختۀ خودش، انسان می تواند سرچشمۀ قدرت خودش بشود. حالا می توان با چنین انسانی ، آزمون های آزمایشگاهی انجام داد، از او بهره گرفت و او را به دور انداخت.

• این ها که گفته شد ، تراوشات ذهنی یک آموزگار اخلاق نیست، واقعیت است.

• با در نظر گرفتن این که بمب اتمی از دستاورد های ” تفکر و دانش جدید” است، لذا باید نتیجه گرفت که حتی تفکر هم باید هدایت شود. ولی پرسش این است که اگر هم مذهب و هم تفکر می تواند به بیراهه روند، چه کسی و کدام مفهوم می تواند زنگ خطر به دست گیرد و هشداردهد؟

 

• پاسخ می تواند این باشد که که هم فلسفه و هم دین باید به انتقاد از خود بازگردند. نه تنها هریک ازادیان ، که دانش هم نمی تواند ادعا کند که برترین است. لازم است که مذهب ، دانش را رهنما باشد.

• نتیجۀ دیگری را که می توان گرفت این است که حالا اگر دین به عرصۀ سیاست رسیده باشد، باید بیشتر به خود بنگرد و روح انتقادی را در خود تقویت کند و زنده نگه دارد. مذهب نیاز دارد به انتقاد و باید نیاز داشته باشد به آن. از جانب دیگر تفکر و دانش نیاز به مذهب دارند تا این که دست آوردهای خود را در راه عاقبت بخیری به کار ببرند . لذا تفکرزدائی از دین به همان اندازه خطرناک است که اعتقاد مطلق به دین.

• آیندۀ مذهب را فقط در رابطۀ تنگاتنگ با تفکر می توان تصور کرد ، که این تضمین کنندۀ صلح و آرامش در جهان خواهد بود.

ورود

ایجاد یک حساب کاربری
ankara escort,ümraniye escort,escort ankara,ankara escort bayan,escort ankara,porno izle,porno izle,maltepe escort,kurtköy escort,istanbul escort,ankara escort,bodrum escort,samsun escort,
antalya escort,van escort,yozgat escort,zonguldak escort,zonguldak escort,adıyaman escort,alanya escort,bodrum escort,edirne escort,hatay escort,ısparta escort,
alanya lavabo acma,alanya tikanik acma,alanya tikanik acma,alanya lavabo acma,alanya kanalizasyon acma,alanya tikanik acma,alanya kanalizasyon acma,alanya tuvalet tikanikligi acma,alanya vidanjor,alanya tikanik acma,alanya logar acma,alanya lavabo acma,alanya tikanik acma,alanya tikanik acma,alanya tuvalet açma,
restbet,bahis siteleri,betpas,bahis oynama siteleri,bahis siteleri,online bahis,mobil bahis sitesi,canli bahis,restbet,betsamba,sanal poker,bahis burosu,kacak bahisler,restbet sitesi,betpas,
Sakarya Escort,Kütahya Escort,Gaziantep Escort,Fethiye Escort,Karabük Escort,Kayseri Escort,Gebze Escort,Alanya Escort,Hatay Escort,Buca Escort,İzmit Escort,Kuşadası Escort,Atakoy Escort,istanbul escort,
sohbet,mynet sohbet,chat,
maltepe escort,tuzla escort,kartal escort,pendik escort,ataşehir escort,bostancı escort,
Konya Web Tasarımı,Kişiye özel çikolatalar,
alanya lavabo acma,alanya tikanik acma,alanya tikanik acma,alanya lavabo acma,
esenyurt escort,avcılar escort,escort,istanbul escort,bahçeşehir escort,bakırköy escort,istanbul escort,
cember makinasi,cember makinesi satis,serit cember,turkce mirc indir,gumus kolye,gumus bileklik,sohbet siteleri,
pendik escort,maltepe escort,
paykasa bozdurma,paykasa bozum ,astropay bozum ,astropay bozdurma ,paykasa kart bozdurma ,
ofis taşıma,evden eve nakliyat,gebze evden eve nakliyat,Kadıköy Evden Eve Nakliyat,Kartal Evden Eve Nakliyat,Maltepe Evden Eve Nakliyat,Pendik Evden Eve Nakliyat,Sancaktepe Evden Eve Nakliyat,Şile Evden Eve Nakliyat,Tuzla Evden Eve Nakliyat,Ümraniye Evden Eve Nakliyat,
pendik escort,maltepe escort,ataşehir escort,maltepe escort,pendik escort,kartal escort,kurtköy escort,ataşehir escort,ümraniye escort,kurtköy escort,kadıköy escort,
kartal escort,ataköy escort,ankara escort,avcılar escort,beylikdüzü escort,ankara escort,ankara escort,beşiktaş escort,ataköy escort,şişli escort,pendik escort,pendik escort,ankara escort,ankara escort,ankara escort,
instagram takipçi hilesi,instagram takipçi hilesi 2017,instagram takipçi,instagram takipçi satın al,instagram takipçi satın al,instagram followers bot,instagram takipçi hilesi,free instagram followers,
instagram Takipçi Hilesi,instagram Takipçi Hilesi,instagram Takipçi Hilesi,instagram followers,free instagram followers,followers instagram,
instagram followers,instagram Takipci Hilesi,instagram Takipci Hilesi,instagram Takipci Hilesi,free instagram followers,followers instagram,takipçi kasma,kombi servisi,
hacklink wordpress free themes meme büyültme hacklink satış e sigara hacklink al
paykasa bozdurma paykasa bozdurma
hacklink wordpress download yemek tarifleri joyetech elektronik sigara
dekorasyon
cember makinasi sohbet siteleri chat odasi
soyunma dolabı