چرا الهیات مسیحی باید به اسلام علاقه مند باشد؟

image_pdfimage_print

چرا الهیات مسیحی باید به اسلام علاقه مند باشد؟

اندیشه های ثمر بخش

 چرا الهیات مسیحی باید به اسلام علاقه مند باشد؟

 مواجهه ی الهیات مسیحی با اسلام ، گاه از سر تکبر است، گاهی همراه با نگرانی و زمانی هم از سر دل سوزی . تکبر به این خاطر که مسیحیت در طول تاریخ ، در دو عصر روشنگری و تجدد ، مجبور بوده است تجربیاتی بیاموزد، تحول یابد و در این دو عصر از مکتب آزاداندیشی (لیبرالیسم) بهره مند شود، در حالی که اسلام در پس ِ این دو عصر به سر می برد. از این گذشته به نظر می رسد که مسلمانان نمی خواهند تفکرات آزاداندیشانه (لیبرالی) و آزادی خواهی را بپذیرند و نمی خواهند به جرگه ی روشنفکران عصر ما درآیند. درست همین عدم تمایل ، نگرانی مسیحیان نسبت به اسلام و مسلمانان را سبب شده است. نویسنده : پرفسور کلاوس فون استوش(Klaus von Stosch Professor)
استاد کرسی الهیات سامان مند در دانشکده الهیات کاتولیک دانشگاه پادر بورن (Paderborn) آلمان
مترجم: دکتر حسین پور خصالیان
ویراستار: مهندس عباس پورخصالیان
فهرست مطالب:
مقدمه
1 تصویری که از خداوند داریم
2 رابطه ی انسان با خدا چگونگی رابطه خداوند با انسان
3 مشخصه های دینی کدامند؟
4 توضیحات مترجم
5 سایر آثار نویسنده

{{{مقدمه}}}

مواجهه ی الهیات مسیحی با اسلام ، گاه از سر تکبر است، گاهی همراه با نگرانی و زمانی هم از سر دل سوزی .

– تکبر به این خاطر که مسیحیت در طول تاریخ ، در دو عصر روشنگری و تجدد ، مجبور بوده است تجربیاتی بیاموزد، تحول یابد و در این دو عصر از مکتب آزاداندیشی (لیبرالیسم) بهره مند شود، در حالی که اسلام در پس ِ این دو عصر به سر می برد. از این گذشته به نظر می رسد که مسلمانان نمی خواهند تفکرات آزاداندیشانه (لیبرالی) و آزادی خواهی را بپذیرند و نمی خواهند به جرگه ی روشنفکران عصر ما درآیند. درست همین عدم تمایل ، نگرانی مسیحیان نسبت به اسلام و مسلمانان را سبب شده است. مسیحیان از خود می پرسند ، آیا اسلام می تواند با آزادی و با نظام مردم سالاری سر سازگاری داشته باشد؟ – و نگرانی مسیحیان از اسلام، گاه به این خاطر بیان می شود که بتوانند حملات و تهمت های زشت خود نسبت به اسلام را توجیه کنند و زمانی دیگر، این نگرانی را پیش می کشند تا برتری مسحیت نسبت به اسلام را نشان دهند.- از این ها گذشته ، در میان دانشمندان مسیحی کسانی هم یافت می شوند که نسبت به اسلام دلسوزی نشان می دهند و می خواهند به اسلام کمک کنند تا این که مسلمانان نیز از ثمرات عصر روشنگری بهره مند شوند. این گونه دلبندی به اسلام واین دلسوزی از آن جا نشأت می گیرد که گویا مسحیت می تواند از نظر فقهی ، اسلام را متحول کند. کسانی که اصول گرائی اسلامی را خطری برای اسلام می دانند و به این خاطر ابراز نگرانی می کنند ، کار شان کمتر از روی مهربانی است بلکه می خواهند در این راستا ، نیز برتری مسیحیت نسبت به اسلام را بهتر به نمایش بگذارند.

من می خواهم در این نوشتار به موارد دیگری اشاره کنم که مسیحیان می توانند به اسلام علاقمند شوند. دلایلی را که من برای این علاقمندی ارائه می کنم ، بر می گردد به شناخت بهتر از اسلام و این که اسلام و مسیحیت می توانند از یکدیگر چیز هائی را یاد بگیرند. من در نظر دارم که دلایل خود را در این سه بخش بیاورم:

1- خدا را چگونه تصور می کنیم؟

2- رابطه ی انسان- خدا چگونه است؟

3- ساختار مشخصه های دینی کدامند؟

برای ورود به بحث ، نقد هائی را پیش می کشم که مسلمانان نسبت به مسیحیت بیان می کنند و من می خواهم با روشی که آن را از عصر روشنگری آموخته ایم ،پاسخ دهم. سپس می پردازم به این که چرا این نقدها در فضای گفت وگوی ادیان اهمیت دارند. البته نباید تصور شود که من دلایل دیگری برای علاقمند بودن به اسلام ندارم یا آنها را نادیده گرفته ام. من برای فهم بهتر، تنها مواردی را می آورم که مسلمانان می توانند فقه مسیحیت را پر بار کنند. با این کار می خواهم روشی را که در مسیحیت حاکم است، اصلاح کنم.

1- تصویری که از خداوند داریم

شروع می کنم با چگونگی تصویری که ما از خداوند داریم.

چندی پیش در یک میز گرد گفت وگو در کنار محمد کالیش( Mohammad Kalisch) ، استاد کرسی اسلام شناسی دانشگاه مونستر (Münster )، نشسته بودم. از او پرسیده شد که چرا او از مسیحیت به اسلام روی آورده است؟ پاسخی را که او داد برای من که با الهیات مسیحی آشنائی دارم ، شگفت انگیز بود. او پاسخ داد: همیشه از تصور واقع بینانه ای که مسلمانان از خداوند دارند، لذت می برم. در حالی که مسیحیان می کوشند با هزار پیچ وخم، یکتاپرستی را در تثلیث ثابت کنند، مسلمانان خیلی راحت می گویند که خدا یکی است و شریک ندارد. این گونه تصور از خدا، هم افسون انگیز است و هم بار معنویت دارد ، به گونه ای که مسیحیان نمی توانند با گمان ها و روش های خود با آن رقابت کنند.

الهیات مسیحی به دلایلی که شِلینگ ( Schelling ) و فیخته ( Fichte ) و هگل ( Hegel ) برای اثبات تثلیث آورده اند، بسنده می کند و با تکبر نشان می دهد که آری ” ما پایگاه فلسفی و روشنفکرانه ای داریم “. ما بدین سان خودرا از اسلام برتر می دانیم. این اواخر واژه نوینی برای تثلیث به بازار آمده است، اینک می گویند ” یکتاپرستی تثلیثی ” ( Trinitarischer Monotheismus ) و گفته می شود که بدون تثلیث نمی توان در ذهن خود، تصور خردگرایانه ای را از خداوند داشت.

البته برای این گونه برداشت ها ، دلایل فراوانی یافت می شود که من خود از این شیوه دفاع می کنم. از دیدگاه من، روش دیگری یافت نمی شود که بتوان “وحی وجودی” ( Offenbarsein) را اثبات کرد. وحی وجودی (یا آشکارایی خدا در قالب انسان) زمانی امکان دارد که او ، خداوند، بر خودش نیز آشکار شود. از سوئی دیگر ، اگر ما می گوئیم که خداوند رحمان و رحیم است ، صفاتی به او نسبت می دهیم که صفات انسانی اند. این اگر افسون آمیز است، اما آسان ترین روش فهم وحدانیت است که گوینده و گیرنده ی پیام یکی است. البته با روش های دیگر هم می توان تثلیث را توجیه کرد. این روش ها و پاسخ ها گاهی پیچیده اند و ابهاماتی را فراهم می کنند که ذهن و حواس فقهای مسیحی بسیاری را به خود مشغول می سازند. هستند فقهائی که آرزو می کنند گفته شود که “خداوند، خداوند است” و به این بسنده شود و بحث ثلیث به کنار گذاشته شود.

مسلمانان کارشان راحت تر است. آنها تاکید می کنند که به جای جست وجو در چرائی و کدامی خدا، به قدرت نامتنهاهی او بیاندیشیم وبیشتر در معنویت غور کنیم. این گونه برخورد با مقوله ی خدا، زیبائی خاص خود را دارد و در عصر ما بیشتر شیفتگی می آورد. و درست در این دوره که ناباوری رشد می کند، این گونه شیفتگی می تواند برای مسیحیت هم کشش فراهم کند.

باید توجه کرد که کشیشان ما برای مهیا نمودن متن موعظه جهت برگزاری روز تثلیث(1) ،چقدر به خود زحمت می دهند تا مومنان مسیحی بتوانند تصویر مورد نظر از خداوند را پذیرا باشند. این نشان می دهد که نتیجه ی پژوهش های ما فقهای مسیحی ، چه مشکل به گیرندگان اصلی آن می رسد. آیا باید گفت زمانی رسیده است که باید گامی به سوی مسلمانان بر داریم و تثلیث را کنار بگذاریم؟ آیا روش فهم مسلمانان در مورد خدا خردمندانه تر نیست؟ و کشش بیشتری ندارد؟ آیا اگر از مسلمانان یاد بگیریم ، توقعات عصر روشنگری را نمی توانیم بهتر پاسخگو باشیم ؟.

ولی در این جا کمی تأمل لازم است. تفاوت ها میان اسلام و مسیحیت به این سادگی ها نیست وهزار توی دیگری دارد. فلیکس کرنر( Felix Körner ) (2) ژرفای این تفاوت را این گونه بیان می کند : ” از آن جا که خداوند در طول تاریخ خطر را استقبال کرد و خداوندی خود را مورد محک قرار داد ( کرنر 346 )، به عنوان یک مسیحی نمی توانیم از تثلیث صرفنظر کنیم و به مانند مسلمانان خداوند را در بی نهایت جست وجو و انسان بودنش را نفی کنیم”) 3 (

مشکلی که در گفته فلیکس کرنر پیش می آید این است که برای توجیه گفته های او ، فقهای مسیحی باید از پیچ وخم های فراوانی گذر کنند و این را هر فقیهی نمی پذیرد. همچنان که من در کنفرانس فقه تطبیقی، آنجا که برای نخستین بار با کرنر آشنا شدم، شاهد بودم که مخالفین زیادی در برابر او موضع گرفتند. به نظر می رسد ، چنانچه نظریه کرنر بخواهد یک مشخصه فقه مسیحیت شود، باید بحث مفصل تری روی آن صورت گیرد. شاید بهتر باشد که ما گفت وگو های خود با مسلمانان را عمیق تر کنیم تا بتوانیم راه خود را بهتر بیابیم.

این ها و خیلی پرسش های دیگر را می توان با مسلمانان به بحث گذاشت و در این راستا به نتایج تعدیل کننده ای دست یافت.

2- رابطه ی انسان با خدا

مطلب دیگری که تفاوت اصلی را می سازد باور مسیحیان است

که میگویند خداوند از انسان توقعاتی دارد که ا نسان نمی تواند آنها را برآورده کند( کرنر ص.346 ). آنچه که کرنر اشاره می کند، بر می گردد به ” گناه آغازین انسان” ، که این در کنار تثلیث و در کنار خداوند بودن مسیح ، سومین بحث پایه در مسیحیت را می سازد.

– “گناه آغازین ” موردی است که نه تنها مسلمانان آن را نمی پذیرند، بلکه خیلی از دانشمندان عصر روشنگری هم نسبت به آن تردید دارند، ضمن این که الهیات مسیحی دلایل روشنی برای فهم گناه آغازین و یا گناه موروث آورده است. – برای فهم بهتر ِ” گناه آغازین ” می توان به شکنندگی آزادی اشاره کرد. من خود گاهی متوجه می شوم که هرچند در انتخابم آزادم ولی بر حسب این که تحت چه شرائطی قرار گیرم ، به گناه می پردازم.

کارل رانر( Karl Rahner ) در این مورد مثال زیبائی می آورد :

– موزی را که من در فروشگاهای بزرگ به قیمتی می خرم که تولیدکنندگان جهان سومی آن، زیان می بینند، من در اصل با این کارم گناه می کنم، پس نباید آن را بخرم. این شرائط بازار است که این گونه خرید را برای من آسان می کند. گاهی انسان پی می برد، که گناهی از او سر زده است در حالی که می خواست صواب کند. – می بینیم که آزادی ابعاد متفاوتی دارد و بسیار مشکل است، آن گونه بود که انسان خودش می خواهد باشد. کسی که بخواهد واقع گرا باشد، انصاف می دهد که نمی تواند همیشه همان گونه عمل کند که تصمیم گرفته است. – ندای درون گاهی می خواهد ما را از کاری باز دارد ولی ما به گونه ی دیگری عمل می کنیم. این همان است که فلیکس کرنر می گوید: انسان توقعاتی را که خداوند از او دارد ، نمی تواند بر آورده کند. – این امر را شاید مسلمانان نیز بتوانند از ما بپذیرند. آنها می توانند از انسان شناسی مسیحیان نکات بسیاری را بیاموزند و از روش های تجزیه و تحلیل در فقه ما، تجربه کسب کنند. به نظر می رسد فقه اسلامی کمتربه مقوله ی انسان شناسی توجه می کند. مسلمانان خواهند گفت که آزادی لازم نیست سئوال برانگیز و چند وجهی باشد ، ضمن این که اگر هم چنین می بود، این در اختیار انسان قرار داده شده است و اگر ما از آن سوء استفاده می کنیم نمی توان این را به حساب خداوند بگذاریم . – اتفاقاً، فقه مسیحیت هم درست برای نشان دادن این امر، ” گناه آغازین ” را پیش می کشد ومی گوید که این انسان است که آزادی را چند گونه تعریف می کند و بعضاً گنه کار می شود. ولی این که تا چه حد ما فقها توانسته باشیم هم کیشان خود را متقاعد کرده باشیم ، بسیار مورد سئوال است. این در حالی است که مقولهً ” گناه آغازین ” و گناه موروث ، ذهن دانشمندان الهیات سامان مند را به خود مشغول کرده است و اگر آن ها بتوانند توجیه بهتری پیدا کنند، توانسته اند با خردگرائی اسلامی برابری کنند. – باید پرسید که اصلاً چرا آزادی می تواند مورد سوء استفاده قرار گیرد؟ آیا می توان از دیدگاه فقهی برای این امر چاره ای اندیشید؟ شاید اگر جرات کنیم ، بتوانیم پاسخ مناسبی را پیدا کنیم. به عبارتی دیگر باید کاری کنیم که نظریه ی “سن پل”، نسبت به نظریه ی سن اگوست برتری پیدا کند. اولی به بزرگی اندیشه انسان معتقد بود ولی این گنجینه را در جامی شیشه ای توصیف می کرد که شکننده است و دومی انسان را لغزنده در گناه و شهوت می دانست.

 – چگونگی رابطه خداوند با انسان

چگونگی رابطه خداوند با انسان هم در اصل با همان “گناه آغازین” در ارتباط است ، و مبحث دیگری است که مسلمانان ما را به مبارزه می طلبند. مسلمانان با تکیه بر قران ( سوره 50 ، آیهً 16) می گویند که خداوند از شاهرگ هم به من انسان نزدیک تر است و نتیجه می گیرند که بین خداوند و انسان نیازی نیست ” واسطه ای” موجود باشد و فرد باید برای تعمیق در اعتقادات خود بکوشد و رابطه ای مستقیم با خدای خود داشته باشد.

– راستش این است که لزوم یک واسطه بین انسان و خدا برای بسیاری از مسیحیان هم سئوال برانگیز است. مورد واسطه گری را می توان این گونه تفسیر کرد که این حضرت مسیح نیست که واسطه بین انسان و خدا می شود بلکه این خود خدا ست که به مانند یک خدمت گذار ، مرحمت خود را نصیب انسان ها می کند.- اغلب پرسیده می شود که آیا درست است گفته شود که کلیسا ، و فقط کرسی نشینان کلیسا، مظهر عظمت پروردگارند و وکالت دارند ، بخشش و آمرزیدگی خداوندی را برای انسان ها فراهم کنند ؟

فلیکس کرنر در این جا موضع می گیرد( ص 334 ) و می گوید که خداوند خودش می خواهد که عظمت اش توسط یک انسان به انسان دیگری برسد. او با این بیان از موضع کلیسای کاتولیک دفاع می کند و می خواهد ارزش توسل

به حضرت مریم را توجیه کند. دلایلی را که او می آورد از روی اعتقاد قلبی و بر پایه تجربیات شخصی او قرار گرفته است و واقعا تاثیر گذار است. ولی این که آیا او می تواند در بین فقهای این دوره ، برای خود طرفدارانی پیدا کند، سئوال برانگیز است . به باور من این امر را هم می توان با مسلمانان به گفت وگو گذاشت. آیا من به انسان دیگری نیاز دارم تا با خدا در ارتباط باشم؟ آیا من به تقد س چنین فردی نیاز دارم ؟ آیا می توانم و آیا اجازه دارم که به مقدس بودن آن فرد و به ارزش شهادت او معتقد باشم؟

آیا نمی توانم بگویم که من با غور در روشنگری به معلوماتی رسیده ام که باید شایستگی این را داشته باشم که چگونگی اعتقاد خودم را به خدای خودم، به تنهائی تشخیص بدهم؟ و آیا خودم نمی توانم مسئولیتش را به پذیرم؟

ولی آیا این درست تر نیست که برای درک بهتر مهربانی خداوند ، باید از مهربانی انسانی دیگری بهره مند شوم؟

در اینجا دوباره این پرسش پیش می آید که در این رابطه کلیسا چه مفهومی دارد و چه نیازی ما به کلیسا داریم؟

افزون بر این ، پرسش های دیگری را می توان پیش آورد. به باور من باید در این باره بیشتر بیاندیشیم تا بتوانیم برای ایراد هائی که مسلمانان عنوان می کنند ، پاسخی داشته باشیم . در اینجا روشن می شود که بی نیازی مسلمانان به داشتن واسطه ، روحانیون مسیحی را به اندیشیدن وادار کرده است.

3- مشخصه های دینی کدامند؟

روحانی یی که وظیفه ی کمک رسانی در یک اردوگاه را که جوانان مسیحی، یهودی و مسلمان در آنجا به سر می بردند، برعهده داشت، روزی برای ام تعریف می کرد ،هنگامی که از جوانان مسیحی پرسیده می شود که مشخصه ی مسیحی بودن خود را بیان کنند، دست و پای خود شان را گم می کنند ولی جوانان یهودی و مسلمان آسان تر پاسخ می دهند و از میان آنها جوانان مسلمانان دلیل های خود را شیوا تر بیان می کنند و استدلالی را که به کار می برند به دیدگاه های پسا مدرن نزدیک تر است.

– شریعت فقط جنبه ی اخلاقی ندارد بلکه زیبائی خداوند در شریعت به بهترین وجه بیان می شود و این را می توان به هنگام قرائت قرآن احساس کرد. کسانی که قرآن را باصدائی فرح انگیز قرائت می کنند ، می کوشند که مشخصه ی بی همتائی کتاب آسمانی خود را نشان دهند. – این که مسلمانان گوشت خوک نمی خورند و مراسم روزه را به جای می آورند، این فقط مراعات یک امر اخلاقی-دینی نیست بلکه مسلمانان با این مشخصه ی رفتاری خود ، به مهربانی خداوند پاسخ می دهند. آنها با پاس گذاشتن به احکام شریعت، فضائی را می سازند که خداوند را در کنار خود احساس می کنند و این تعریفی است که یکی از دوستان مسلمان من برایم بیان کرده است. – احکام دینی و عبادی را با روشی شیوا و دل انگیر بیان کردن ،هم غرور دینی می آفریند و هم بنیان یک مشخصه ی دین را بهتر استوار می سازد و این همان چیزی است که خیلی از مسیحیان جویای آنند. – درست است که مسیحیان هم روزه می گیرند و لی هرکس روش خاص خودش را مراعات می کند. بحثی که همیشه بین مسیحیان در آغاز دوران روزه داری پیش می آید، این است که از یک دیگر می پرسند که: ” تواز چه چیز پرهیز می کنی؟”. یکی می گوید فقط از دیدن تلویزیون صرفنظر می کند، دیگری از آشامیدن الکل. سومی سیگار کشیدن را کنار می گذارد و دیگری، دیگر گوشت نمی خورد. پنجمی از تمام آن چیز ها پرهیز می کند و برخی هم گرد هم جمع می شوند و مراسم دعای جمعی برگزار می کنند و این را روزه گرفتن می نامند. با مشاهده این گونه های روزه داری ، نمی توان گفت که مسیحیان با یکدیگر مشخصه ای هم آهنگ دارند. در حالی که اگرکسی در ماه رمضان وارد یک کشور مسلمان نشین شود و رفتار مسلمانان را مشاهده کند، می تواند به نقصانی که در مسیحیت وجود دارد پی ببرد. این می تواند حسادت نسبت به اسلام را سبب شود. – قرائت قرآن آن قدر دلنشین است که اعمال مذهبی مسیحیان نمی تواند با آن برابری کند. – البته این وظیفهً الهیات مسیحی نیست که مسیحیان را متهم به کم باوری کند وآنان را به مسابقه با مسلمان فراخواند و به مسیحیان نهیب زند که وظایف دینی خود را بهتر انجام دهند. از سوئی دیگر ضرورتی هم ندارد که دستور دهیم، مراسم عبادی در کلیسا به زبان لاتین انجام گیرد تا این که شاید از این راه، اعمال عبادی ما هم باطراوت و هم افسون انگیز شود. – مواردی را که یاد کردم ، مواردی نیستند که در ما حس خود کم بینی فراهم کنند. منظور من این است که تفاوت ها را بتوانم بهتر نشان بدهم، تفاوت هائی بین “وحی” در اسلام و “وحی” در مسیحیت. – اگر مسلمانان به قدرت نفوذ قرائت قرآن پای بند هستند، ما مسیحیان پای بند صلیبی هستیم که در آن نشانه های ضعف و حقارت دیده می شود. اگر در مراسم عبادی اسلامی ، صلابت و زیبائی پروردگار جلوه گر می شود، ما در کلیسا صحنه های غم آور و حقارت آمیز به تماشا می گذاریم. هرچند وحی متجسم به نوبه خود با ارزش است ولی هنگامی که بر پایه ی یک صلیب غم زده و ضعیف قرار می گیرد ، نمی توان مراسم عبادی را باطراوت و حلاوت به جای آورد. با این گونه روش نمی توان افتخار مذهبی فراهم آورد. ولی نماد “وحی وجودی” و صلیب، پیام اصلی اش این است که باید رهروان راه حضرت مسیح شویم و در این جاست که مسیحیت میدان عمل پیدا می کند . اگر روحانیون مسیحی بتوانند این پیام را: رهروی راه مسیح و خدمتگزار انسان ها شدن را، با طراوت و حلاوت عبادی همساز کنند، آن گاه مسیحیان هم می توانند به افتخار دینی دست یابند.- این طبیعی است که پیروان حضرت مسیح نیز می خواهند وجه تمایز خود را نسبت به پیروان سایر ادیان داشته باشند. در اینجا نمی توان گفت که بین صلیب رنجور و روش با طراوت مراسم عبادی، باید یکی را انتخاب کرد. به باور من این دو باید مکمل یکدیگر باشند. در این راه می توان با کوشش به راه حلی دست یافت . می توان مراسم عبادی و ساختار کلیسا را متحول کرد.

با نگاهی به ساختار کلیسا و جزمی که در آن و بر آن حاکم است، در می یابیم که اسلام چرا جاذبه دارد. مسلمانان می توانند به مراتب بیش از مسیحیان، احکام کتب دینی خود را به گونه های فراوانی تفسیر کنند. از آنجا که مشخصه ها و فرایض دینی در اسلام باطراوت و زیبائی انجام می گیرند، نیازکمتری به جزم اندیشی (دگماتیسم) دیده می شود . فقه اسلامی آزادی بیشتری برای تفسیردارد تا مسیحیت.

– هر چند به نظر می رسد که مسلمانان نتوانسته اند در این اواخر از امکانات فقهی خود بهره برداری بیشتری بکنند ولی درحال حاظر شاهد کوشش نواندیشان مسلمانی هستیم که می توانند در مقابل مسیحیتی که دوچار جزم اندیشی است ، برتری اسلام را بهتر نشان دهند. – با مشاهده رفتار سختگیرانه ی وهابیون ، انتظار می رود که در اسلام یک نوع جزم اندیشی رعایت شود تا گرایش به این سو و آن سو مشکل تر گردد. این هم موردی است که می تواند موضوعی برای گفت وگو با مسلمانان شود. در اینجاست که باید پرسید : یک دین تا کدام مقداربه اصول اعتقادی (دُگما) نیاز دارد و نظام آن تا چه حد باید سازمان یافته و مرکزیت یافته باشد؟ در این مورد، هرچند که مسیحیت می تواند از اسلام چیزی یاد بگیرد، ولی می تواند تجربیاتی را هم به مسلمانان منتقل کنند. در این رابطه باید یاد آور شد که کلیسای کاتولیک با مشکل دیگری هم روبروست:

 

– نمی توان به سادگی فقه “کِنوسیس” ( Kenosis ) (4) را که در آن تواضع خدایی نهفته است هم آهنگ ساخت با قدرتی که پاپ رسماً در اختیار دارد و رسماً به کار می برد. شاید بتوان برای این مسئله هم راهی را جست وجو کرد. – امیدوارم ، مطالبی را که به آنها اشاره کرده ام هم باب گفت وگو با اسلام را گشوده تر کند و هم پرسش هائی را درمیان مسلمانان فراهم آورد، پرسش هائی که مسیحیت هم برای پاسخ گویی به آنها، با خود در کلنجار است و برای برخی از آن پرسش ها هنوز پاسخی درخور نیافته است. – اگر ممکن شود که دانشمندان مسلمان آزادیخواه و آموزش دیده ، در دانشگاه های آلمان ، به مقام فقهی و مدرسی دست یابند ، زمانی فرا خواهد رسید که فقهای مسیحی پی خواهند برد که در رقابت با اسلام تا چه حد وظیفه ی آنان سنگین تر شده است، چرا که مسلمانان هم به جائی خواهند رسید که خواهند توانست با تکیه بر فقه اسلامی ، با روشنگری و تجدد به خوبی کنار بیایند که اگر چنین شود زمانی خواهد رسید که می توانیم با خرسندی شاهد به دورافکندن مواردی باشیم که دست و پا گیر ما هستند. در آن هنگام است که پی خواهیم برد: چه احکام جزمی ئی ما را تحت فشار قرار می دادند و ما خود نمی فهمیدیم. شاید هم به جائی برسیم که پی ببریم تفاوت هائی که ما احساس می کردیم نه بین ادیان ما ، بلکه نابهنجاری هائی هستند که دردرون ادیان ما نهفته شده اند. تا حقیقت بر ما آشکار شود ، باید بسیار کوشید ، هم مسیحیان و هم مسلمانان باید در این راه بکوشند.- اگر این پرسش را یک بار دیگرتکرار کنیم که چرا روحانیت مسیحی باید به اسلام علاقمند باشد، می توان این گونه پاسخ داد که:

مسیحیت می تواند موارد زیادی را از اسلام فراگیرد، در مورد شناخت جهان و در مورد شناخت کاستی ها و تواناهائی های خود، مسیحیان می توانند پی ببرند به افتخار دینی خود، به ارزش روش های جا افتاده ی خود و شاید بتوانند به شناخت بهتری از خدا وند دست یابند.

4 توضیحات مترجم

1 روزی که به عنوان “یکشنبه تثلیث” نامیده می شود ، یکشنبه ی بعد از عید “فینگستن” ( یادبود پایه گذاری کلیسا )است. خود “فینگستن” 50 روز بعد از عید پاک است.

2 Felox Körner: Kirche im Angesichts des Islam, Theologie des interreligiösen Zeugnisses

Verlag Kohlhammer, Stuttgart 2008

3 ضمن تماس با نویسنده ی محترم و تقاضای توضیح بیشتر، ایشان متن زیر را برایم فرستادند:

چنانچه خداوند دانش خود را به انسان (آدم) انتقال دهد و به او آزادی دهد، خداوند این خطر را می پذیرد که انسان (آدم) نسبت به او ، به خداوند، یاغی شود، هرچند که بدن آن انسان مصنوع کلام خدا باشد. به بیانی دیگر: اگر خداوند بتواند انسان ها را با روح پاک خود به سوی خود بیاورد و آن ها را پیرو خود سازد، ما به یک تثلیث دست یافته ایم.

4 “کنوسیس” یا “تهی بودن” به معنای استغنای ذاتی و مخلص و بی نیاز بودن، بحثی است در مسیحیت که تواضع و بردباری حضرت مسیح را شرح می دهد و این که آن حضرت خود را خدمتگذار انسان ها می دانست. نویسنده این را در تقابل با جلال و جبروت واتیکان می نهد و در ضمن این مقایسه به تضادی که در این دو تصویر نهفته است اشاره می کند.( مترجم )

5 سایر آثار نویسنده:

– آثاری که تا کنون از نویسنده منتشر شده اند، عبارت اند از:

1. Klaus von Stosch und Reinhold Bernhardt: Komperative Theologie. Interreligiöse Vergleiche als Weg der Religionstheologie, Theologischer Verlag Zurich, Zurich 2009

2. Klaus von Stosch: Identität durch Abgrnzung? اشاراتی در مورد گفت وگو میان مسیحیان و مسلمانان ,Carlo 2008, ص 5 تا 10

3. Klaus von Stosch : Komerative Theologie als Herausforderung für Theologie des 21. Jahrhundert, in Zeitschrift für Katholosche Theologie ( ZKTh) 130, (2008) 401-422

4. Klaus von Stosch: Der muslimische Offenbarungsanspruch als Herausforderung komperativer Theologie. Christlich-theologische Untersuchung zur innerislamischen Debatte Ungeschaffenheit und Präexistenz des Korans, in ZKTh 129 ( 2007) 53-74

ورود

ایجاد یک حساب کاربری
ankara escort,ümraniye escort,escort ankara,ankara escort bayan,escort ankara,porno izle,porno izle,maltepe escort,kurtköy escort,istanbul escort,ankara escort,bodrum escort,samsun escort,
antalya escort,van escort,yozgat escort,zonguldak escort,zonguldak escort,adıyaman escort,alanya escort,bodrum escort,edirne escort,hatay escort,ısparta escort,
alanya lavabo acma,alanya tikanik acma,alanya tikanik acma,alanya lavabo acma,alanya kanalizasyon acma,alanya tikanik acma,alanya kanalizasyon acma,alanya tuvalet tikanikligi acma,alanya vidanjor,alanya tikanik acma,alanya logar acma,alanya lavabo acma,alanya tikanik acma,alanya tikanik acma,alanya tuvalet açma,
restbet,bahis siteleri,betpas,bahis oynama siteleri,bahis siteleri,online bahis,mobil bahis sitesi,canli bahis,restbet,betsamba,sanal poker,bahis burosu,kacak bahisler,restbet sitesi,betpas,
Sakarya Escort,Kütahya Escort,Gaziantep Escort,Fethiye Escort,Karabük Escort,Kayseri Escort,Gebze Escort,Alanya Escort,Hatay Escort,Buca Escort,İzmit Escort,Kuşadası Escort,Atakoy Escort,istanbul escort,
sohbet,mynet sohbet,chat,
maltepe escort,tuzla escort,kartal escort,pendik escort,ataşehir escort,bostancı escort,
Konya Web Tasarımı,Kişiye özel çikolatalar,
alanya lavabo acma,alanya tikanik acma,alanya tikanik acma,alanya lavabo acma,
esenyurt escort,avcılar escort,escort,istanbul escort,bahçeşehir escort,bakırköy escort,istanbul escort,
cember makinasi,cember makinesi satis,serit cember,turkce mirc indir,gumus kolye,gumus bileklik,sohbet siteleri,
pendik escort,maltepe escort,
paykasa bozdurma,paykasa bozum ,astropay bozum ,astropay bozdurma ,paykasa kart bozdurma ,
ofis taşıma,evden eve nakliyat,gebze evden eve nakliyat,Kadıköy Evden Eve Nakliyat,Kartal Evden Eve Nakliyat,Maltepe Evden Eve Nakliyat,Pendik Evden Eve Nakliyat,Sancaktepe Evden Eve Nakliyat,Şile Evden Eve Nakliyat,Tuzla Evden Eve Nakliyat,Ümraniye Evden Eve Nakliyat,
pendik escort,maltepe escort,ataşehir escort,maltepe escort,pendik escort,kartal escort,kurtköy escort,ataşehir escort,ümraniye escort,kurtköy escort,kadıköy escort,
kartal escort,ataköy escort,ankara escort,avcılar escort,beylikdüzü escort,ankara escort,ankara escort,beşiktaş escort,ataköy escort,şişli escort,pendik escort,pendik escort,ankara escort,ankara escort,ankara escort,
instagram takipçi hilesi,instagram takipçi hilesi 2017,instagram takipçi,instagram takipçi satın al,instagram takipçi satın al,instagram followers bot,instagram takipçi hilesi,free instagram followers,
instagram Takipçi Hilesi,instagram Takipçi Hilesi,instagram Takipçi Hilesi,instagram followers,free instagram followers,followers instagram,
instagram followers,instagram Takipci Hilesi,instagram Takipci Hilesi,instagram Takipci Hilesi,free instagram followers,followers instagram,takipçi kasma,kombi servisi,
hacklink wordpress free themes meme büyültme hacklink satış e sigara hacklink al
paykasa bozdurma paykasa bozdurma
hacklink wordpress download yemek tarifleri joyetech elektronik sigara
dekorasyon
cember makinasi sohbet siteleri chat odasi
soyunma dolabı